مقدّمه
در زندگی انسان، ادراکات و افعال نقش عمده و اساسی ای ایفا میکنند. انسان، حواس و مدرِکات مختلفی دارد که ملاصدرا، در تقسیمی ابتدایی، حواس انسان را منقسم به حواس ظاهری و حواس باطنی (حس مشترک، خیال، وهم، حافظه و قوه متصرفه) دانسته است . هر کدام از این قوا، نقش خاصّ خود را در دایرة ادراکات و افعال انسان ایفا میکنند. مسئلة اساسی در این پژوهش، بررسی جایگاه دو قوّه از این حواس باطنی، یعنی خیال و وهم، در گسترة ادراکات و افعال انسان است؛ دو قوهای که در بسیاری از مباحث فلسفی و عرفانی، در معیّت هم ذکر میشوند و نسبت به سایر حواس پنجگانه باطنی، حائز منزلت ویژهای هستند.
در باب ماهیت قوای خیال و وهم، بحثهای مفصلی در طول تاریخ و نیز در آثار ملاصدرا و صدراییان وجود دارد؛ اما در این میان، آنچه مغفول مانده، مطالعات منسجم و دقیق در باب جایگاه و نقش این دو قوّه در ادراکات و افعال آدمی است. بخشی از این غفلت، نشأت گرفته از کم توجّهی به مباحث «فلسفة فعل انسان» است. «فعل» و به صورت خاص «فلسفة فعل انسان»، از موضوعات جدیدی است که در میان غربیان نیز جزو مباحث نوپا محسوب میگردد. همچنین در حوزة «ادراکات» نیز که مرتبط با «فلسفة ذهن» است، نیاز به مطالعات بسیاری احساس میشود.
بر اساس آنچه گذشت، ویژگیهای این مقاله عبارت اند از: بررسی دو قوۀ خیال و وهم از منظری نو؛ تلاشی مقدماتی بر توسعة مباحث «فلسفة فعل انسان»؛ ارائه مدلهای مفهومی در تبیین مطالب، که امیدواریم با اشاعة چنین رویکردی، شاهد تحوّلی نو در عرصة پژوهش و تعلیم مسائل فلسفی باشیم.
به اقتضای مسئلۀ پژوهش، مقاله دو بخش اصلی دارد: خیال و وهم؛ که در ذیل هر کدام، ابتدا به صورت اجمالی چیستی آن قوّه بررسی شده و سپس نقش آن در ادراکات و افعال انسان تحلیل میشود.
Post #2500
56