مقدمه
ابن سینا به تبعیت از ارسطو جسم را جوهري متصل دانست که از اجزاي بالفعل تشکیل نشده
است و برهان فصل و وصل وي نیز متکی بر وحدت اتصالی و عدم قبول اجـزاء بـود . قبـول
وحدت اتصالیِ اجسام نیز براساس تجربه بود؛ یعنی حس لامسه اشیاء را یکپارچه و بدون جزء
لمس میکند.
با پیشرفت علوم، اجزاي جسم مانند اتم و مولکول و ذرات سازندة اتـم اثبـات
شد. برخی میانگارند که قبول اجزاء به معناي نقض وحدت شخصی است و معتقدند اصـولاً
تصور صدرالمتألهین از جسم به عنوان جوهري بدون جزء و داراي وحدت شخصـی، اکنـون
توهم عامیانهاي بیش نیست؛
درحالی که وحدت شخصی به واسطۀ وحدت اتصالیِ اجزاء هم
میتواند برقرارشود، بدین معنا که یک سیب اگرچه از اجزاء تشکیل شده است، ولی به لحـاظ
وحدت اتصالیِ اجزاي آن، یک عدد سیب محسوب میشود. حتی اثبات اجزاء براي جسم، بـه
معناي نقض وحدت اتصالی آن و نقض برهان فصل و وصل نیست؛ چـرا کـه قبـول اجـزا ء،
موضوع وحدت اتصالی را تغییر میدهد. به عبارتی قبلاً در برهـان فصـل و وصـل، موضـوع
فصل و وصل به ماده اولی مربوط بود و اکنون پیشرفت علوم اثبات نمود که موضوع فصل و
وصل اجزاي ماده است. این ذرات و مولکولهاي جسم است که با نیروي جاذبه بین مولکولی
به یکدیگر اتصال و انفصال مییابند.
با قبول اجزاء براي جسم، اصل ترکیب تحلیلی جسم از ماده و صورت همچنـان بـه قـوت
خود باقی است و تجزیه جسم به دوحیثیت ماده و صورت، به لحاظ تحلیل ذهن است و هرگز
با علوم تجربی نقض نمیشود. به لحاظ تحلیلی، ماده مربوط به حیثیت قبول و انفعال است و
صورت ملاك فعلیتهاي آن است. قبول ماده و صورت براي اجسام آنقدر بدیهی اسـت کـه
کاربرد عام و روزانه دارد و ارزش و قیمت گذاري اشیاء بیشتر براساس مـاده آنهـا اسـت . بـه
عنوان مثال، دو النگوي با صورتهاي مشابه ولی یکی از ماده طلا و دیگـري از مـاده مطـلا
قیمتهاي بسیار متفاوتی دارند. برعکس حکم زیبایی شناسانه بیشتر بر اساس صورت اشـیا ء
است؛ اگرچه در مواردي، ماده نیز در زیبایی مؤثر است.
بنابراین، نظریه ماده و صورت که پایۀ بسیاري از مباحث است، با فیزیـک نقـض نشـده و
همچنان به قوت خود باقی است. آنچه قابل نقض است ماده اولـی اسـت، فیزیـک کوانتـوم،
لیست ذرات بنیادین نیروها و اتم ها را شامل هجده کوارك، شش لپتون، فوتون (ذرات تبادلی
Post #2485
79