وحی که با واژة «إقرأ» آغاز شده، واژة پُر فسونی است که کلید فهم همة علوم و فنون و معارف بشری را در خود گرد آورده است. «إقرأ» یعنی «بخوان»؛ یعنی رموز آسمان و زمین را کشف کن؛ یعنی از اسرار انواع حیوانات و انسان پرده گشایی کن. در پرتو این نور است که تاریکی شب، روز میشود و تفاوت سخن متعالی و جامع از گفتههای نازل دیگران مشخّص میشود که «همه گویند و سخن گفتن قرآن دگر است تصویرقرآن از انسان، تصویری کاملاً خدامحور است. انسان تنها در این رابطة استعلایی از سایر موجودات طبیعی جدا میشود وگرنه آنجا که او به خود واگذاشته شود، موجودی است آفریده از خاک (غافر/ 67)، و گِل (السّجده/ 7) که ناتوان آفریده شده (الرّوم/ 54)، ناسپاس (یونس/ 12و 23) و ستمکار و نادان (الأحزاب/ 72) است. برای آنکه این پیوند استعلایی انسان برقرار شود و او مقام رسالت مقدّس خود را بیابد، نیاز به یادآوری پندارة خدامحوری در همة اجزاء، در تمامی فضا و تمامی زمان انسانی میباشد.
اهمیّت موضوع مورد بحث در این مقاله نیز در این حدّ است که هر بحثی که عالمان و عارفان اسلامی در باب انسان نمودهاند، در حقیقت، مربوط به انسان کامل است. انسانی که جامع همة عوالم الهی و کَونی، از کلّی و جزئی، بوده، کتابی است جامع کُتُب تکوینی الهی و چنین گفتهاند که انسان کامل از حیث روح و عقل خویش کتابی است عقلی که به أُمّالکتاب موسوم است، از حیث قلب خود کتاب لوح محفوظ و از لحاظ نَفْس، کتاب محو و اثبات است. انسان کامل صُحُف مکرّمة بلندمرتبة پاکیزهای است که جز پاکشدگان از حجابهای ظلمانی او را لمس نکرده است و اسرار آن را در نمییابند مشخّص است که چنین انسانی، انسان متعالی و ربوبی است که راه رسیدن به این مقام و شناسایی مسیر برای او جز در پرتو کلام وحی الهی میسّر نمیگردد. به همین منظور، این مقاله در نظر دارد با استفاده از کلام وحی الهی، قرآن کریم، و استفاده از تفاسیر اندیشمندان اسلامی به تعریف جامع و کاملی از انسان متعالی مورد نظر قرآن بپردازد و در این راستا، به سؤالات زیر پاسخ دهد:
1ـ ویژگیهای آفرینش انسان چیست و آیا این ویژگیها مختصّ آفرینش انسان است یا موجودات دیگر را هم شامل میشود؟
2ـ اوصاف انسان در قرآن چیست؟
3ـ انسان متعالی از منظر قرآن چگونه انسانی است؟
4ـ عوامل و موانع دستیابی انسان به مقام تعالی چه عواملی هستند؟
آفرینش انسان و ویژگیهای خاصّ او در قرآن
قبل از خلقت انسان، خداوند موجودات بسیاری را آفریده بود. این موجودات به دو دسته تقسیم میشدند: موجودات مجرّد مانند فرشتگان و جنّیان و موجودات مادّی مانند حیوانات و دیگر موجودات دنیای مادّه. آفرینش انسان، امری عظیم بود که قرآن حتّی فرشتگان را از درک آن ناتوان میداند. انسان موجودی مرکّب از مادّه و معناست. جسم خاکی او از عالم مادّه و روح او که به فرمودة قرآن از روح خدا نشأت گرفته، به عالم مجرّدات مربوط است. برای آفرینش انسان در قرآنویژگیهای زیر مطرح شده است:
1ـ خداوند متعال دربارة آفرینش هیچ موجودی جز انسان، اعلام قبلی نفرموده است و امر خلقت او را با فرشتگان در میان ننهاده است «وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِخَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ:هنگامى که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در روى زمین جانشینى [= نمایندهاى] قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند: پروردگارا! آیا کسى را در آن قرار مىدهى که فساد و خونریزى کند؟! (زیرا موجودات زمینى دیگر که قبل از این آدم وجود داشتند نیز به فساد و خونریزى آلوده شدند. اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است،) ما تسبیح و حمد تو را بهجا مىآوریم و تو را تقدیس مىکنیم. پروردگار فرمود: من حقایقى را مىدانم که شما نمىدانید» (البقره/30).
آیاتی چون (ص/ 71 و 72) و (الحجر/ 28و 29) نیز به این اعلام قبلی خداوند به فرشتگان، اشاره میکند و بیان میدارد که من بشری از گِل خواهم آفرید، سپس چون او را کاملاً درست نمودم و از روح خود در او دمیدم، بر او سجده کنید. این مسأله هم تفاوت در خلقت و هم اهمیّت خلقت انسان را مشخّص میسازد.
2ـ نوع انسان (البتّه نه تمامی انواع انسانها که حتّی شامل سایر ادوار بشریّت هم بشود، بلکه نوعی که فعلاً در روی زمین زندگی میکند)، نوعی نیست که از تکامل موجودات دیگر به وجود آمده باشد، بلکه نوعی است مستقل که خدای متعال او را بدون الگو از موادّ زمین آفرید . در قرآن کریمبیان شده که انسان را از دو مبدأ آفریده شده است؛ خاک یا گِل و گاهی حماءِ مَسنون و صَلصَال که مبدأ مادّی است و جسم او را شامل میشود و مبدأ ماورای طبیعی که همان روح الهی است و روح انسان را شامل میشود ...إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِی
Post #2459
144