TGViewer
عرفان ، حکمت و زندگی عرفان ، حکمت و زندگی @atesalbeallah · 8.87K subscribers
Post #2337 123
مقدمه
بحث وجودشناسی (Ontology) یکی از عمیق‏ترین مباحث در حوزه مابعدالطبیعه است و اساسا «وجود از آن حیث که وجود است» موضوع این علم به شمار می‏آید. این بحث که از آغاز عصر تفکر فلسفی یکی از مهم‏ترین مباحث فلسفی شناخته می‏شد، از شروع دوره جدید در حوزه فکری غرب رفته رفته با بی‏مهری و بی‏توجهی متفکران فلسفی مواجه شد،به طوری که در دوره معاصر کاملاً به دست فراموشی سپرده شد و ما امروزه تنها در تعالیم برخی از نحله‏های فلسفی جدید، یعنی در حوزه فلسفه اگزیستانسیالیسم، کم و بیش شاهد ظهور و بروز مباحثی درباره مسئله وجود هستیم.
اما در قلمرو فلسفه اسلامی عکس این جریان روی داده است؛ یعنی نه تنها بحث وجودشناسی در سیر تاریخ فلسفه کم‏رنگ نشده و اصالت خود را از دست نداده است، بلکه بر عکس هر اندازه این بحث در بستر تفکر فلسفی به پیش رفته و جلوتر آمده، پخته‏تر شده و اصالت خود را بیش از پیش باز یافته است، به طوری که از حدّ تلقی مفهومی در حوزه تفکر فلسفه مشائی پا را فراتر گذاشته و با آغاز تفکر حکمت متعالیه در فلسفه ملاصدرا به اوج خود رسید و به عرصه مصداق و عینیت تعالی یافت.
علی‏رغم تلاش‏هایی که در مکتب اگزیستانسیالیسم برای احیای مجدد موضوع فراموش شده وجود انجام پذیرفت، تاکنون این بحث نتوانسته است در فلسفه غرب جایگاه راستین و واقعی خود را به دست آورد.
«وجود» (Being) از عصر پیدایش و تکوین فلسفه و تلاش‏های ارسطو به عنوان موضوع مابعدالطبیعه و فلسفه معرفی شده است. این تلقی از موضوع مابعدالطبیعه در سنّت فلسفه مدرسی (Scholastic) نیز ادامه یافت، ولی با تحولاتی که در دوره رنسانس در حوزه علم و فلسفه روی داد، محور اصلی پژوهش‏های فلسفی از وجودشناسی به «معرفت‏شناسی» (Epistemology) تبدیل شد و رفته رفته در لابه‏لای مباحث فلسفه‏های زبانی، پوزیتیویسم، پراگماتیسم و فلسفه‏های اجتماعی به فراموشی سپرده شد.
برخی از فیلسوفان جدید، وجودشناسی را در مقابل پدیدارشناسی (Phenomenology) قرار می‏دهند و به همین دلیل آن را علم به اشیای فی نفسه یا ذوات معقول (Noumenon) می‏نامند و معتقدند وجودشناسی نیز مانند مابعدالطبیعه بالمعنی الاخص واقعیاتی را که مقوّم نهایی‏ترین تبیین پدیدارهاست، مانند: ماده، نفس و خدا، بررسی کرده و شناسایی می‏کند و در واقع، مابعدالطبیعه عام و فلسفه اولی را با مابعدالطبیعه خاص یکی می‏گیرند و حال آن‏که «وجودشناسی» متعارف و کلاسیک، همان‏طور که بیان شد، فقط «وجود بما هو وجود» را موضوع بحث خود قرار می‏دهد.
اهمیت بحث وجودشناسی در فلسفه به جایگاه و نقش اساسی وجود در نظام عالم مربوط می‏شود و از آن‏جا که قوام نظام عالم به وجود وابسته است و واقعیت عالم را هستی و وجود تشکیل می‏دهد و از سویی دیگر، انسان فطرتا به دنبال کشف حقایق موجود در جهان است، بحث وجودشناسی را به نوعی می‏توان بحث حقیقت‏شناسی نامید و فلسفه را علم کشف حقایق و در رأس همه آنها کشف حقیقت نهایی عالم دانست. به عبارت دیگر، «وجود» بنیاد همه موجودات و اشیایی است که متعلق همه علوم دیگرند و شناخت وجود و قوانین و احکام عام آن به نوعی شناخت بنیاد و موضوعات همه علوم و قوانین عام و مشترک آنها به شمار می‏آید.
More from @atesalbeallah
  1. Sep 27, 2026Post #23120
  2. Sep 27, 2026لطفا موسیقی خوب گوش کنید 💥❤️💥 🆔 عرفان، حکمت و زندگی 👇👇👇 https://t.me/atesalbeallah
  3. Sep 27, 2026Post #23118
  4. Sep 27, 2026موج شفا دهنده دکتر جو دیسپنزا 🌻🍁🌻🍂🌻🍁🌻🍂🌻🍁🌻🍂
  5. Sep 27, 2026Post #23115
  6. Sep 27, 2026📖«رسالهٔ فی‌السماع» از احمد غزالی سماع، هنرِ شنیدنِ حقیقت است سماع عرفانی می‌خواهد انسان…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →