در قرن بيستم شبكة سيستمي در علوم مختلف بويژه فيزيك بر ارتباطات و همبستگيهاي متقابل پديدهها تأكيد دارد و آنچه در اين نگرش مورد توجّه قرار ميگيرد همبستگي مجموعهاي اشياء است، نه پديدارها بصورت منفرد و مستقل. هر موجود در شبكة سيستمي داراي يك ارگانيسم است، بگونهاي كه با همة تركيبي كه در اجزاء آن مشاهده ميگردد، هر سيستمي خود را در كلّيتي وحدتمند و پويا نشان ميدهد.
هر سيستم، مجموعهاي از اجزاء مرتبط و وابسته به يكديگر است و يك كلّ را تشكيل ميدهد. پيوند اجزاء در نگرش سيستمي بصورت تعاملي، زايشي، تحوّلي، ساختاري و رفتاري منظور ميگردد. با اين توصيف در ميان پديدههاي هستي، هيچ چيز بصورت مطلق و مستقل وجود ندارد و هريك از پديدههاي هستي تنها در ارتباط با يكديگر ميتوانند تعيّني مبهم داشته باشند. اين وابستگي و همبستگي ميان پديدهها در زبان فلسفي ملاصدرا تحت عنوان وجود ربطي عالم امكان باجمال مورد بحث قرار گرفته است.
الف) نظرية ملاصدرا كه تكامل يافتة نظريات عرفاني بويژه عرفان ابن عربي و از طرفي متأثر از عرفان ايراني و شرقي است، در مقايسه با ويژگيهايي كه ماده و پديدههاي آن در منظر فيزيك اتمي جديد دارد، براي ماده و هويّت پديدههاي آن تشخّصي والاتر و همبستگي گستردهتر و پوياتر قائل شده و با ارائة نگرش سيستمي هستي شناسي خود براي ماده، نوعي حيات، شعور و خودآگاهي در حدّ مرتبة وجودي آن پذيرفته است. شايد بتوان گفت براين اساس، عاليترين تبييني كه در شبكة سيستمي براي پديدهها، بويژه پديدههاي مادي، اظهار شده است، تبيين ملاصدرا بر پاية نظريات اصالت وجود است.
بنا بر مشرب صدرايي، وجود صِرف كه تنها يك مصداق بيشتر ندارد و داراي وحدت حقّه حقيقيه است موجودي است «فينفسه لنفسه بنفسه» كه صدرالمتألهين وجود حقتعالي را متصف به اين سه قيد و صفت دانسته است. بگونهاي كه مراتب و شئون او هرچه متنزّل گردد يا بعضي از صفات و قيود فوق را از دست ميدهد يا همة آنها را.
براي مثال اگر موجودي هم «فينفسه» و هم «لنفسه» باشد و «بنفسه» نباشد آنرا موجودي نفسي يا محمولي گويند كه مصداق آن جواهر است كه فاقد قيد بنفسه ميباشند. اگر موجودي «في نفسه» بود ولي «لنفسه» نبود يعني (فينفسه لغيره) بود آنرا رابطي يا ناعتي گويند همچون اَعراض مثل سفيدي كه قيد لنفسه را ندارد؛ و بالاخره در صورتيكه موجود، هيچيك از قيود سهگانة فوق را نداشته باشد در فلسفة ملاصدرا از آن به وجود رابط تعبير ميشود؛ يعني وجودي كه نه در خود است و نه براي خود بلكه تحقق آن در غير آن است.
Post #2276
244