تحلیل عنصر اطلاعات در متافیزیک دیوید بوهم و مقایسۀ آن با اصول فلسـفۀ صـدرا نشـان
می دهد که این دو متافیزیک گرچه خاستگاههاي بسـیار متفـاوتی داشـته انـد ولـی مـی تواننـد در
مواردي با هم تطبیق یا به نحوي با هم تلفیق شوند. میتوان نشان داد ایدههاي مهمـی چـون
سلسله مراتب هستی، کلیت بههمپیوسته جهان، وحدت وجود، خلق مـدام، جنـبش همگـانی
بوهم و حرکت جوهري صدرا به خوبی میتوانند این دو هستیشناسی را در کنـار هـم قـرار
دهند. تلفیق این دو متافیزیک میتواند به حـل معضـل
تبیین فاعلیت الهی در جهان علمی جدید کمک کند و پاسخ های جدیـدي هاي بـه پرسـش هـاي
عصر حاضر در مورد فعل الهی، در اختیار ما قرار دهد.
ما بر اساس دیدگاههاي بوهم و صدرا می توانیم مدلی را پیشنهاد دهیـم کـه در آن تبیـین فاعلیـت
الهی بر پایه دو عنصـر اطلاعـات (از متافیزیـک بـوهم) و ارادة الهـی (در فلسـفۀ سـینوي و
صدرایی ) مبتنی شده باشد
ویژگی هاي بارز این مدل عبارتند از:
الف) در مدل پیشنهادي هم بنیانهاي متافیزیکی الهیات و هـم مبـانی متـافیزیکی علـم
طبیعی حفظ شده است. در طرح پیشنهادي از یک سو وابسـتگی وجـودي جهـان بـه
خداوند، حکمت و تدبیر الهی در نظم اجزا ي عالم و دیگر بنیانهاي متافیزیکی الهیـات
حفظ میشوند، و ازسوي دیگر برخلاف تفسیر کپنهاگی از کوانتم، مبناي بنیـادین علـوم
طبیعی مانند اصل علّیت رد نمیشود؛
ب) در این مدل فاعلیت الهی به صورت بیواسطه و از نوع فاعلیت ایجـادي اسـت و
لذا علّیت را به سطح روابط مکانیکی اشیا تقلیل نمیدهد ؛
ج) مدل پیشنهادي فاعلیت خداوند در جهان را به صورت یک فاعلیت دائمی تعریـف میکند و فعل او را به خلق ابتدایی جهان محدود نمیکند. همچنین این مدل گرچـه از مکانیک کوانتم در تبیین فعل الهی بهره میبرد برخلاف بعضی مدلهاي دیگر آن را بـه
پدیده اي موقتی همچون اندازه گیري یا فروکاهش تابع موج مرتبط نمیکند
د) در این مدل فعل خداوند در طبیعت ابژکتیو اسـت، بـه ایـن معنـا کـه در آن فاعلیـت
خداوند به نحو واقعی و معناداري سیر عادي امور را تغییـر دهـد. فعـل الهـی در ایـن مدل به تصویر دیندارانش از وقایع مرتبط نمی شود؛
ه) در این مدل فعل خاص خداوند در طبیعت تعریف و پذیرفتـه شـده اسـت و فعـل دائمی خداوند را به ابقا ي جهان منحصـر نمـی کنـد. در ایـن مـدل بـرخلاف دیـدگاه
دئیستی، «خداوند فعالٌ لما یشاء » معرفی شده است و از الهیات مغلولیت که خداوند را در جهان دست بسته معرفی میکند پرهیز میشود ؛
و) مدل معرفی شده فعل الهی در جهان فیزیکی را به صـورت نامداخلـه گرایانـه تبیـین
میکند. در طرح پیشنهادي فاعلیت الهی در خود سـاختار و ماهیـت طبیعـت تعریـف میشود. لذا گرچه وقوع وقایع معجزهآمیز و خارقالعاده را در طبیعت ممکن مـی دانـد درعین حال قوانین جهان طبیعت در آن حفظ میشود؛
ز) تبیینی که در این مدل از فعل الهی شده است از توسل به خداوند رخنه پوش پرهیـز میکند. در طرح پیشنهادي فعل خداوند جایگزین روابـط نامکشـوف علّـی در سـطح
طبیعت نیست، بلکه به سطوح عمیقتري از واقعیت مرتبط میشود که خارج از قلمـرو علوم طبیعی رایج است و سعی نمیکند آن سطوح عمیـق تـر را بـه شـیمی و فیزیـک تقلیل دهد.
گرچه نمیتوان ادعا کرد که در عالم خارج و در نفس الامر فاعلیـت خداونـد در طبیعـت دقیقاً منطبق با مدل پیشنهادشده وقوع مییابد، ولی ارائۀ چنین مدلی به خوبی نشـان مـی دهـد که ایدة فعل الهی با علم طبیعی جدید تعارض جدي و غیر قابل حلی ندارد.
در نظریه فیزیک کوانتوم موج تابع زمان توصیف می شود؛ به طوری که تابع موج منتسب به حتی یک ذره آزاد، دارای تحول پی در پی است و ذره، حالتی نامعین و دگرگون شونده دارد. همچنین در نظریه میدان های کوانتومی نسبیتی، به جای مفاهیم ذره و بسته موج، اصالت به شیء پیوسته ای به نام میدان که دارای افت و خیز دائمی در حالت پایه (خلاء کوانتومی) است داده می شود. از سوی دیگر موضوع تحول جسم، در فلسفه صدرایی هم در قالب حرکت ذاتی و تکاملی جلوه گر شده است نتیجه کار این است که همان گونه که تحول جسم طبیعی در فلسفه صدرایی، دال بر وجود یافتن و وجود باختن فلسفی نیست ،تحول و تغیر ذرات کوانتومی و یا خلق و فنای ذرات بنیادین بر اساس نظریه میدان های کوانتومی هم، قابل تطبیق با این معنا هستند.هم چنین، این که بر اساس اصل عدم قطعیت کوانتومی، یک ذره در دو لحظه پیاپی وضعیت یکسانی ندارد، با نظریه حرکت جوهری ملاصدرا که حرکت را در بستر زمان تبیین می کند، قابل تطبیق است.
Post #2273
169