TGViewer
عرفان ، حکمت و زندگی عرفان ، حکمت و زندگی @atesalbeallah · 8.87K subscribers
Post #2118 229
هفت وادی :

در منطق الطیر هدهد که نماد پیر راه است خطاب به مرغان عالم قبل از شروع پرواز از هفت صحرای بی کران ، هفت وادی را بدین گونه شرح می دهد:

 

گفت ما را هفت وادی در ره است

   /

چون گذشتی هفت وادی، درگه است

هست وادی طلب آغاز کار

/

وادی عشق است از آن پس، بی کنار

پس سیم وادی است آن معرفت

  /

پس چهارم وادی استغنا صفت

هست پنجم وادی توحید پاک

/

پس ششم وادی حیرت صعب‌ناک

هفتمین، وادی فقر است و فنا

/

بعد از این روی روش نبود تو را

در کشش افتی، روش گم گرددت

  /

گر بود یک قطره قلزم گرددت

 

وادی اول : طلب

چون فرو آیی به وادی طلب

/

پیشت آید هر زمانی صد تعب

چون نماند هیچ معلومت به دست

   /

دل بباید پاک کرد از هرچ هست

چون دل تو پاک گردد از صفات

/

تافتن گیرد ز حضرت نور ذات

چون شود آن نور بر دل آشکار

/

در دل تو یک طلب گردد هزار

‏طلب : در لغت بمعني جستن است و در اصطلاح صوفيان "طالب" سالکي است که از خواستن طبيعي و لذات نفساني عبور نمايد و پرده پندار از روي حقيقت براندازد و از کثرت به وحدت رود تا انسان کاملي گردد.یا به قولی از کشف المحجوب آنرا گويند که شب و روز به ياد حقیقت و حضرت عشق باشد در هر حالي در حقيقت «طلب» اولين قدم در تصوف است و آن حالتي است که در دل سالک پيدا مي شود تا او را به جستجوي معرفت و تفحص در کار حقيقت و اميدارد. طالب صاحب اين حالتست و مطلوب هدف و غايت و مقصود سالک است.

وادی دوم : عشق

بعد ازین، وادی عشق آید پدید

/

غرق آتش شد، کسی کانجا رسید

کس درین وادی بجز آتش مباد

/

وانک آتش نیست، عیشش خوش مباد

عاشق آن باشد که چون آتش بود

  /

گرم‌رو، سوزنده و سرکش بود

گر ترا آن چشم غیبی باز شد

/

با تو ذرات جهان هم‌راز شد

ور به چشم عقل بگشایی نظر

/

عشق را هرگز نبینی پا و سر

مرد کارافتاده باید عشق را

/

مردم آزاده باید عشق را

 

عشق: بزرگترين و سهمناک ترين وادي است که صوفي در آن قدم مي گذارد. معيار سنجش و مهمترين رکن طريقت است. عشق در تصوف مقابل عقل در فلسفه است به همين مناسبت تعريف کاملي از آن نمي توان کرد (یعنی گفتار و نوشتار در بیان حالات ان ناتوان است) چنانکه مولانا گويد:

عقل در شرحش چو خر در گل بخفت     /        شرح عشق و عاشقي هم عشق گفت

شعرای بسیاری به این مرتبه رسیدند و حالات خودشان را در غالب غزل هایی به انسان ها سپردند مانند غزلیات دیوان کبیر مولانا، غزیلیات حافظ و سعدی و...

براي توجه به کيفيت عشق مي توان به مراجع زیادی می توان مراجعه نمود. برای مثال شهاب الدین سهروردي در کتاب رساله فی حقیقه العشق خود می گويد: "عشق را از عشقه گرفته اند و عشقه آن گياهيست که در باغ پديد می آيد. در بن درخت. اول، بيخ در زميني سخت کند، پس سر برآورد و خود را در درخت مي پيچد و همچنان مي رود تا جمله درخت را فرا گيرد و چنانش در شکنجه کند که نم در ميان رگ درخت نماند و هر غذا که بواسطه آب و هوا بدرخت مي رسد بتاراج مي برد تا آنگاه که درخت خشک شود."

بطوريکه گفته شد صوفيان را در توصيف عشق و محبت و محبوب و تقديم و تأخير آنها و کيفيت اين عشق و تاثير آن در سالک و لزوم عشق در طريقت بسيار سخن رانده اند و شرح آنهمه در اينجا ميسر نيست

وادی سوم : معرفت

بعد از آن بنمایدت پیش نظر

/

معرفت را وادیی بی پا و سر

سیر هر کس تا کمال وی بود

 /

قرب هر کس حسب حال وی بود

معرفت زینجا تفاوت یافت‌ست

  /

این یکی محراب و آن بت یافت‌ست

چون بتابد آفتاب معرفت

/

از سپهر این ره عالی‌صفت

هر یکی بینا شود بر قدر خویش

  /

بازیابد در حقیقت صدر خویش

 

معرفت: معرفت نزد علما همان علم است و هر عالم به حضرت حقیقت همان عارف است و هر عارفي عالم. ولي در نزد اين قوم معرفت صفت کسي است که خداي را به اسماء و صفاتش شناسد و تصديق او در تمام معاملات کند و به نفي اخلاق رذيله و آفات آن بنماید و او را در جميع احوال ناظر داند و از هوا جس نفس و آفات آن دوري گزيند و هميشه در سروعلن با خداي باشد و باو رجوع کند. (برگرفته از کتاب رساله قشيريه )

 

وادی چهارم : استغنا (بی نیازی)

بعد ازین، وادی استغنا بود          /

نه درو دعوی و نه معنی بود

هفت دریا، یک شمر اینجا بود

/

هفت اخگر، یک شرر اینجا بود

هشت جنت، نیز اینجا مرده‌ای‌ست

   /

هفت دوزخ، همچو یخ افسرده‌ای‌ست

هست موری را هم اینجا ای عجب

   /

هر نفس صد پیل اجری بی سبب

تا کلاغی را شود پر حوصله

/

کس نماند زنده، در صد قافله

گر درین دریا هزاران جان فتاد

/

شبنمی در بحر بی‌پایان فتاد

 

 

 استغنا: یعنی بی نیازی یا رسیدن نفس به حالت بدون خواستن دنیوی .ترک اعراض دنيوي است ظاهراً و نفي اعراض اخروي و دنيوي باطناً و تفصيل اين جمله آنست که مجرد حقيقي آن کسي بود که بر تجرد از دنيا طالب عوض نباشد بلکه باعث بر آن تقرب بر حضرت الهي بود. خالي شدن قلب و سر سالک است از ماسوي الله است
More from @atesalbeallah
  1. Sep 27, 2026Post #23120
  2. Sep 27, 2026لطفا موسیقی خوب گوش کنید 💥❤️💥 🆔 عرفان، حکمت و زندگی 👇👇👇 https://t.me/atesalbeallah
  3. Sep 27, 2026Post #23118
  4. Sep 27, 2026موج شفا دهنده دکتر جو دیسپنزا 🌻🍁🌻🍂🌻🍁🌻🍂🌻🍁🌻🍂
  5. Sep 27, 2026Post #23115
  6. Sep 27, 2026📖«رسالهٔ فی‌السماع» از احمد غزالی سماع، هنرِ شنیدنِ حقیقت است سماع عرفانی می‌خواهد انسان…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →