خودآگاهی و مراقبه
ما دو نوع خشنودی و خشم داریم: یکی کاملا حسابگرانه و عقلانی؛ و دیگری بدون هیچ استدلال و صرفا از روی توهم و غریزه. برای مثال اگر شما به دوستتان پیشنهاد رفتن به سینما بدهید و او بگوید من امروز نمی توانم با شما به سینما بیایم؛ شما در درون خود دو نوع فرایند را ممکن است از سر بگذرانید: یکی اینکه با خود بگویید خب امروز لابد کاری دارد؛ دوم اینکه، چیزی در درون شما شعله ور شود و با خود حس کنید که او دارد با این روش به شما بی احترامی می کند یا شما را به حساب نمی آورد و ... در پی این دو نوع فرایند، معمولا دو نوع واکنش نیز رخ می دهد. در مورد نخست، معمولا به صورت کاملا آگاهانه و عاقلانه ای با موضوع کنار آمده و عذر دوستتان را می پذیرید و رفتن به سینما با او را به زمان مناسبی موکول می کنید. اما در فرض دوم، چیزی در درون شما فرمان می دهد که اعتراض کن، پرخاش کن، یا با او بحث و جر کن.
اما آنکه قابل تامل است این است که تا ما به مرحله رشد عقلانی نرسیده باشیم، بیشتر خشنودی و رضایت و خشم و ناخرسندی های ما از ناحیه این عامل دوم است. در واقع اوست که این به این حالات دچار می شود. این همان چیزی است که در ادبیات دینی به آن «نفس» و «هوای نفس» می گویند. این عامل، گذشته از خشنودی و خشم، فرمان هم می دهد و ما را به واکنش وا می دارد، که در صورتی که بدون هیچ کنترل و ارزیابی عقلانی به فرمان های او پاسخ دهیم، این حالت را «غلبه هوی» می نامند.
از آنجا که خشنودی و خشم این عامل درونی، یعنی «نفس»، از سر تعقل نیست و معمولا بر اساس توهم وجود چیزی که در واقع نیست و یا با ناددیده گرفتن آنچه که هست صورت می گیرد، فرمان های او نیز خسارتبار و دارای عواقب ناگوار است. از این رو است که علمای اخلاق به تبع اولیای دین به ما توصیه می کنند در هر موضوع و موردی که پیش می آید نسبت به آنچه در شما می گذرد و به شما فرمان می دهد، «خودآگاهی» داشته باشید تا مبادا به فرمان هوی عمل کنید و دچار زیان و خسارت شوید. بنابراین، یک پرسش مهم که در هر کاری باید به آن اندیشید این است که «چرا این کار را می کنیم؟» «برای چه کسی کار می کنیم؟» و یا «از که فرمان می بریم؟» این پرسش با برخی تاملات دیگری که در باره اعمال و اوقات خود باید صورت دهیم، مراقبه نام دارد و نام مراقبه در قرآن کریم تقواورزی است
Post #2096
125