✅اصول شبه مشترک اوپانیشادها و عرفان اسلامی
چکیده:
کهن ترین فلسفه هندی را باید در اوپانیشادها یافت. اوپانیشاد ها قسمت های مؤخر ودا را تشکیل می دهند.و در واقع مغز و هسته تعلیمات ودایی هستند، که رنگ متمایز عرفانی و دینی دارند. از اساس و بنیاد کلیه تعلیمات اوپانیشاد ها می توان به، برهمن به مفهوم آفریننده و پروردگار بزرگ و بی همتا و پیوستگی آن با آتمان (نفس انسان) و نیز مبحث وحدت وجود که به موجب آن وحدت در کثرت منتشر و کثرت در وحدت مستغرق است، اشاره نمود. از مشخصه های تفکر اوپانیشاد ها این است که به درون انسان بیش از جهان بیرون توجه کرده است. این تفکر با درک نفس انسان به عنوان جهان درونی آغاز می شود و سپس به سوی جهان بیرونی ( جان پدیده ها) می آید. این یک اصل و بنیاد اساسی است که در فلسفه اوپانیشاد ها جلوه کرد. و این اصل به اشکال مختلف در عرفان اسلامی تحت مقوله هایی نظیر: کشف و شهود و وحدت ، موثر واقع گشت.
اسلام از راه ایران وارد هند شد.با تسخیر هندوستان بوسیله مسلمین و پیشرفت اسلام و توسعه فرهنگ اسلامی در این شبه جزیره، نخستین بار دو تمدن بزرگ، یعنی تمدن هندویی و تمدن اسلامی که می توان آن را تمدن دوره ایران اسلامی توصیف کرد، با هم برخورد کردند. وباعث گردید مذاهب، فرهنگ ها و افکار هندو با اندیشه صوفیان مسلمان اختلاط و امتزاج یابد.
در مقاله حاضر سعی بر آن است، پس از بیان اساس و بنیاد تعلیمات اوپانیشاد ها ، با نگاهی تطبیقی، اصول شبه مشترک بین عرفان اسلامی وآیین اوپانیشاد بیان شود
Post #17136
585