✅ خلاصه کتاب صوتی زندگی بدون وابستگی
کتاب صوتی «زندگی بدون وابستگی» اثر «جول اوستین» است. او در این کتاب به ما میگوید که از حس وابستگیمان به چیزهای دنیوی بکاهیم و برای برطرف کردن هیچیک از نیازهایمان به کسی وابسته نباشیم جز خداوند. چراکه تنها اواست که میتواند تمام نیازهای ما را بدون هیچ چشمداشتی برآورده کند.
احتمالاً همه ما در زندگی حس وابستگی را چشیدهایم. وابستگی به پدر و مادر، فرزندان، همسر، شغل، ماشین و هرکس و هر چیز دیگری ممکن است این حس را در ما به وجود آورده باشند که بدون آنها قادر به ادامه زندگی نیستیم. در امور مختلف از آنها توقع یاری و همدلی داشتهایم و گاه با سرخوردگی مواجه شدهایم.
حقیقت این است که مسئله یک امر بسیار اشتباه است که نباید اجازه دهیم در وجود ما رشد یابد. هرچه وابستگی ما به اطرافیان کمتر باشد حس آزادی بیشتر و آسودگی و آرامش بیشتری خواهیم داشت.
اما این عدم وابستگی هیچگاه بدین معنا نیست که دیگران را دوست نداشته باشیم و یا آنها را از خودمان برانیم. بلکه بدین معناست که دوست داشتن ما طوری نباشد که بدون آنها نتوانیم زندگی شادی داشته باشیم،
غمگین باشیم و یا نتوانیم گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم. بدون ترس و واهمه حس وابستگی به دیگران را کنار بگذاریم و به خودمان اجازه ندهیم که از آنها توقعی داشته باشیم و همچنین آنها را هم ازلحاظ انجام امور به خودمان وابسته نکنیم. این را به یاد داشته باشیم که هرکسی مسئول اعمال خویش است. از هم حمایت کنیم اما وابستگی به وجود نیاوریم.
تنها کسی که باید به او وابسته بود خداوند است که هیچگاه ما را پس نخواهد زد و قادر است هر آنچه میخواهیم را برآورده سازد.
مردم شاید نتوانند شما را تشویق کنند و دلگرمی بدهند، ولی خودتان میتوانید این کار را برای خودتان بکنید. مردم شاید نتوانند کاری کنند که شما احساس خاص بودن کنید اما خودتان میتوانید کاری کنید که این احساس را برای خود به وجود بیاورید. من بنده خداوند بزرگ هستم و میدانم که تاج رحمتش را بر سرم نهاده است، من منحصربهفرد هستم من اشرف مخلوقات هستم.
اگر برای خودتان ارزش قائل شوید مطمئناً روابط بهتری با دیگران خواهید داشت. اگر به شخص دیگری وابسته باشید اینگونه همیشه نیازمند و سربار آنها خواهید بود و منتظر خواهید بود تا افراد دیگر حال شما را خوب کنند میتوانم به شما بگویم بهاندازه کافی دوستان و خانواده شما خودشان مشکلدارند، آنها بهاندازه کافی خودشان مشکلدارند که به آنها رسیدگی کنند و نتوانند به خانه بیایند و ۳ ساعت روی شما کار کنند. این کار نهتنها باعث آسیب رساندن به شما میشود بلکه برای اطرافیانتان هم منصفانه نیست. آنها مسئول خوشحالی شما نیستند آنها مسئول این نیستند به شما انگیزه بدهند؟
از آنها انتظاری نداشته باشید بلکه یاد بگیرید که ارزش و احترام خود را از خداوند درخواست کنید. اگر تنها به چیزی که مردم به شما میدهند، تکیه کنید آنگاه اگر نظرشان تغییر کند و دیگر آن کارها را انجام ندهند احساس بیارزشی میکنید.
ولی وقتی به سراغ خداوند بروید هیچکسی نمیتواند چیزی را از شما بگیرد، دیگر به این بستگی ندارد که با شما چگونه رفتار کنند یا به این بستگی ندارد که باعث شوند چه احساسی پیدا کنید یا چقدر از شما تعریف کنند. بلکه به این موضوع بستگی دارد که شما بنده خداوند بزرگ هستید. میدانید که او شمارا قبلاً پیش خود پذیرفته است و شما هویت و ارزش واقعیتان را از او میگیرید. خب جول، پدر و مادرم مرا خوب بزرگ نکردند دوران کودکی خوبی نداشتم، همسرم هیچوقت از من تعریف نمیکند، رئیسم مقامی که لیاقتش را داشتم به من نداد باکمال احترام میگویم که وقتی شما به چیزی که میخواستید نرسیدید، یعنی به آن نیازی نداشتید، آنها نمیتوانند مانع شما از رسیدن به هدفتان شوند.
Post #16954
390