✅خلاصه کتاب «خودفریبی»
نویسندگان موسسه آربینجر ترجمه: دکتر زاهد شیخ الاسلامی
تعامل افراد با یکدیگر، زندگی فردی، سازمانی و اجتماعی ما را شکل می دهد. انسان در تعامل با دیگران می تواند رشد کند و خرد و بصیرت خود را توسعه دهد و یا در اشتباهات خود باقی بماند، رشد نکند و به رشد و توسعه بقیه نیز آسیب وارد کند. کیفیت تعامل افراد با یکدیگر یکی از مهمترین عوامل موفقیت یا شکست فرد، خانواده، سازمان و کشور است.
«خودفریبی»، نتیجهی پشت کردن به حس طبیعی و انسانی کمک به دیگران است. وقتی دچار خودفریبی میشویم، واقعیت در نگاه ما مخدوش میشود و این مقدمه ایجاد و استمرار مسائلی است که بیشتر سازمانها با آنها روبرو هستند. خودفریبی در بنیادیترین شکل خود، باعث تضعیف و تخریب روابط صادقانه و اصیل میشود و زمینه تعارضات میان افراد را چه در خانواده، چه در محل کار و چه در جامعه فراهم میکند.
در شرکت «زاگروم» که وقایع این کتاب در آن اتفاق افتاده به جای واژه فلسفی «خودفریبی» یک اصطلاح کمتر فلسفی به نام «درکوزه بودن» انتخاب شده است.اصطلاح «در کوزه قرار گرفتن» یعنی قرار گرفتن در تاریکی مطلق و جدا شدن از دیگران.
خودفریبی و در کوزه قرار گرفتن، سبب ناتوانی در دیدن این مسئله است که ریشه مشکلاتی که معمولاً برای ما پیش میآید، خود ما هستیم. ما میتوانیم دو نگاه داشته باشیم:
💥۱- نگاه «خود نگر» یا «نگاه از درون کوزه» به این معنا که ما فقط به فکر خودمان باشیم و دیگران برای ما مثل اشیا باشند.
💥۲- نگاه «دیگر نگر» یا «نگاه بیرون از کوزه» به این معنا که ما دیگران را مثل انسان میبینیم و به احساسات و نیازهای آنها توجه میکنیم.
طبیعتا" رفتارهای ما با دیگران تحت تأثیر هر یک از دو نگاه فوق، تغییر می کند البته انسانها متوجه میشوند که آیا ما واقعاً به کدام یک از نگاههای فوق، اعتقاد داریم و رفتار ظاهری ما نمیتواند آنچه در قلب ما وجود دارد را بپوشاند.
به همین دلیل اگر عملی که حتی درست به نظر می رسد، به شکل غلطی انجام شود، با واکنش منفی و ناسازگاری طرف مقابل مواجه میشود. انسان ها عمدتاً به کاری که انجام میدهیم پاسخ نمیدهند بلکه نسبت به اینکه طی آن رفتار خاص، داخل یا بیرون کوزه هستیم (آنها را به شکل اشیا یا انسان ببینیم)، واکنش نشان میدهند بنابراین مهم این است که شخصی که گیرنده پیام است در مورد شما این باور را داشته باشد که او را به چشم یک انسان میبینید.
در سازمان هم، ما میتوانیم سختگیر باشیم ولی همزمان کارکنان خود را به تلاش، کارایی و تعهد بیشتر، تشویق کنیم و یا بر خلاف آن، میتوانیم آنها را با سختگیریهایمان به سمت مقاومت منفی و دلزدگی از کار سوق دهیم. تمامی این اتفاقات تنها به این بستگی دارد که نگاهمان از درون یا بیرون کوزه باشد.
بنابراین نکتهای که در مقدار تأثیر ما بر دیگران تعیینکننده است، عمیق تر از یک رفتار بوده و آن، در داخل یا خارج از کوزه بودن است.( دوستان گرامی توجه کنند که در کوزه بودن همان منیت و ماتریکس و یا هوای نفس است که مانع پیشرفت معنوی است )
زمانی که در کوزه هستیم، تصویر ما از واقعیت، تصویری غلط و مخدوش است که نه خودمان و نه دیگران را به طور آشکار، روشن و واضح نمی بینیم. این همان خودفریبی است که میتواند برای ما و اطرافیانمان مشکلساز شود.
موفقیت یک سازمان، بستگی به مدیرانی دارد که بتوانند جریانات را بیرون از کوزه، زیر نظر داشته باشند.
سؤالی که مطرح میشود این است که ما چگونه وارد کوزه میشویم؟
این حالت زمانی اتفاق میافتد که به حس خود نسبت به کاری که لازم است انجام دهیم، پشت میکنیم. وقتی به حس خود پشت میکنیم، وارد کوزه شده و دچار خودفریبی میشویم. در این حالت:
۱- خطاهای دیگران را بزرگ میبینیم
۲- فضیلتهای خودمان را بزرگ میبینیم
۳- ارزش چیزهایی که رفتار ما را توجیه میکنند بالا میبریم
۴- دیگران را سرزنش میکنیم
هر بار که به حس های انسانی خود پشت می کنیم، خود را موجه می دانیم و تصویر مطلوبی از خودمان ترسیم
می کنیم. در نتیجه در طول زمان، بعضی از این تصاویر توجیه گر، در ضمیر ما نهادینه می شوند و به صورت بخشی از شخصیت و هویت ما در می آیند. اینها شکل های کوزه ای هستند که ما آن ها را همراه با خود به شرایط جدید
می بریم.
مثلا" فرض کنید در طول وقایع متعدد، این تصویر در ذهن ما به عنوان یک واقعیت خدشه ناپذیر جا افتاده که همسر خوبی هستیم بنابراین در زندگی زناشویی، همواره خودمان را شخصی می بینیم که همسر خوبی است لذا در مقابل انتقادات همسرمان حالت تدافعی به خود می گیریم و او را سرزنش می کنیم.
Post #16923
551