✅معرفی کتاب ارغنون سوم اثر پی دی آسپنسکی
پیتر دی. آسپنسکی فیلسوف راز و رمزگرای روسی که به دلیل شرحش از آثار آغازین یونانی ارمنی آموزهٔ راز و رمزگرای جورج ایوانویچ گورجیف که او را در ۱۹۱۵ (۱۲۹۴) در مسکو ملاقات کرد، شناخته شده شد.
پی.دی. آسپنسکی
زادهٔ۴ مارس ۱۸۷۷ (۱۲۵۷)
مسکو، روسیه
درگذشت۲ اکتبر ۱۹۴۷
انگلستان
از آن پس او با انگارهها و آدابی که از گورجیف سرچشمه میگرفت ارتباط داشت و پس از آنکه آسپنسکی از گورجیف جدا شد، به آموزش مکتب راه چهارم به گروههای خودمختار خود، به صورتی که خود آن را میفهمید پرداخت
کتاب ارغنون سوم، کتابی نوشتهی پ. د. اوسپنسکی است. عنوان این کتاب، ارغنون سوم، به طور جسورانه ای به سازماندهی مجدد همه ی دانش اشاره دارد، کتاب ارغنون سوم، کتابی است که طرز تفکر شما را بهم میریزد. نام دیگری که برای این کتاب انتخاب کردهاند، سومین قانون اندیشه؛ کلیدی برای حل اسرار جهان هستی است. در همان ابتدای کتاب اوسپنسکی از شما میخواهد که به آنچه که میدانیم یا حداقل فکر میکنیم میدانیم، بهای چندانی ندهیم. زیرا ما فقط سایههای آنها را میشناسیم. تقسیمبندی که در ذهن ما بر اساس زمان و مکان صورت میگیرد، صرفا محدود به ذهن ما است. در حالیکه اگر میان اشیا و اجسام نوعی تقسیمبندی وجود داشته باشد، با آن تقسیمبندی که در ذهن ما وجود دارد، متفاوت است. یا به عبارت بهتر، اصلا نمیتواند چیزی باشد که در ذهن ما است.
🌇 از نظر اوسپنسکی، آنچه میتوانیم ذهن برتر بنامیم، در درون یک فرد واحد، نشاندهنده ی توسعه یک روش کاملا جدید برای درک است. به طور خلاصه، روانشناسی هنر خودآموزی است. اوسپنسکی در این کتاب که از آن به عنوان "یک اثر هوشمندانه" یاد شده است، با گستره و پیچیدگی قابل توجهی به ما نشان می دهد که واقعا جهان ما چقدر وسیع و عجیب است.
✴️قسمت هایی از کتاب ارغنون سوم
باید به خاطر داشته باشیم که این تقسیم بندیها فقط در ما، در ادراک ما از اشیاء و نه در خود اشیاء وجود دارند. ما نباید فراموش کنیم که نه نسبت متقابل حقیقی اشیاء و نه اشیاء واقعی هیچ یک را نمی شناسیم. تمام آنچه
می شناسیم اشباح آنها، سایه های آنهاست و نمی دانیم میان آنها واقعآ چه نسبتی وجود دارد. در عین حال، با یقین کامل می دانیم که تقسیم بندی ما از اشیاء برحسب زمان و مکان با تقسیم اشیاء فی نفسه در صورتی که آنها را مستقل از ادراک خودمان از آنها در نظر بگیریم، به هیچ وجه انطباق ندارد و همچنین با یقین کامل می دانیم که اگر میان اشیاء فی نفسه نوعی تقسیم بندی وجود داشته باشد، به هیچ صورتی نمی تواند تقسیم بندی برحسب زمان و مکان، به مفهومی که ما معمولا از این واژه ها داریم، باشد؛ زیرا چنین تقسیم بندی ای لازمه اشیاء نیست بلکه فقط لازمه ادراک ما از اشیاء است که از طریق اندامهای حسی حاصل می شود. به علاوه، نمی دانیم که آیا امکان دارد آن تقسیماتی که ما می فهمیم، یعنی تقسیم بر حسب مکان و زمان را وقتی که اشیاء نه از دیدگاه بشری و نه با چشمان بشری نگریسته نمی شوند، تمیز داد. به عبارت دیگر، آیا برای ارگانیسمی که طور دیگری ساخته شده، جهان ما تصویر کاملا متفاوتی عرضه نخواهد کرد
💢لازم به یادآوری است که گورجیف یاد میداد که مسیرهای سنتی برای رسیدن به روشنشدگی معنوی یکی از سه راه زیر را دنبال میکردند:
1⃣راه مرتاض (فقیر)
مرتاض کار میکند تا از راه دستوپنجه نرم کردن با تن فیزیکی که دربرگیرندهٔ تمرینها و حرکتهای بدنی دشواری است به چیرگی توجه (چیرگی بر خود) دست یابد.
2⃣راه راهب
راهب کار میکند تا از راه دستوپنجه نرم کردن با عواطف، که به قول معروف قلمرو دل است، به همان چیرگی توجه (چیرگی بر خود) دست یابد که راه ایمان است.
3⃣راه یوگی
یوگی کار میکند تا از راه دستوپنجه نرم کردن با عادتهای و گنجایشهای ذهنی، به همان چیرگی توجه (چیرگی بر خود) دست یابد.
گورجیف اصرار داشت که این مسیرها ـ هر چند که نیتشان درست است ولی روشهای سنتی در این قالب در کل در رسیدن به این هدف شکست خوردهاند. گورجیف به این ترتیب روشن میکرد که لازم بود راهی را پرورش داد که سه راه سنتی را درهم گنجانیده و درهم آمیزد. گورجیف خود را کسی میدید که چنین آموزهای را پیش میبرد.
گورجیف میگفت که راه چهارم او سریعترین راه از سه راه نخست است زیرا همزمان کار روی هر سه مرکز را درهممیآمیخت تا آنکه تنها روی یکی از آنها کانونمند شود که کاری بود که سه راه دیگر میکردند و این که مردمان معمولی میتوانند آن را در زندگی بفهمند و به کنش درآورده درستیو نادرستی انگارههای آموزه را خود برای خود بسنجد و بیازماید و تجربه کنند
Post #16183
899