Research by Hasse-Nima Golkar
پژوهشی کوتاه در بررسی جایگاه، معنا و کارکردِ «آگاهی» و «دانش» در سه قلمرو عِرفان، هُنر و علوم شناختی (کوگنِتیو سایِنس)؛ سه دریچه به ذِهن و رَوانِ إنسان:
در دُنیای پیچیدهی ذِهن انسان، دو مفهوم کلیدی وجود دارند که گاه به اشتباه به جای یکدیگر به کار میروند. هرچند این دو واژه در ظاهر ممکن است مُشابه باشند، اما در معنا و کاربُرد تفاوتهای بُنیادینی دارند. فهم این تفاوتها میتواند به شناخت بهتر از خود، دیگران، و حتی تصمیمگیریهای خردمندانه تر در زندگی شخصی و حرفهای بینجامد.
آگاهی، نوعی هوشیاری ابتدائی نسبت به چیزی است، بدون آن که لزومن آن را بفهمیم یا تحلیل کرده باشیم. مثلن ممکن است شما نسبت به وجود یک احساس اضطراب درون خود آگاه باشید، اما دلیل آن را ندانید.
در مقابل، دانش حاصل پَردازش، تحلیل و تجربهی اطلاعات است. ممکن است شما دربارهی اضطراب دانش داشته باشید، یعنی بدانید چه عواملی باعث آن میشوند، چگونه بروز میکُند، و چطور میتوان آن را مُدیریّت کرد؟
به دیگر سُخن: آگاهی درکِ لحظهای است امّا دانش، درکِ ژرف و تحلیلگرانه می باشد.
در زمینه ی روانشناختی، آگاهی نقش و کاربُردی بنیادین در شکلگیری ذهنِ خودآگاه دارد. به طور مثال در دَرمان شناختی-رَفتاری، نخستین گام برای تغییر رفتار، آگاه شدن نسبت به افکار خودکار و هیجانات منفی است. اما برای تغییر پایدار، دانش دربارهی اُلگوهای ذهنی و مهارتهای مقابلهای نیز ضروری است.
تفاوت بین آگاهی و دانش چیست؟
آگاهی عبارت از اِدراک، دانستن، احساس کردن یا آگاهی از رویدادها، اشیاء، افکار، احساسات یا اُلگوهای حسّی می باشد. امّا دانش حقایق، اطلاعات و مهارت هائی است که از راهِ تجربه یا آموزش و درکِ نظری یا عملی یک موضوع به دست می آید.
آگاهی به درکِ ژَرف اشاره نمی کند، در حالی که دانش به درک عمیق یا آشنائی اشاره دارد. آگاهی می تواند به حالات درونی (داخلی) مانند احساسات و عواطف خود اشاره داشته باشد، امّا دانش معمولن به رویدادها یا اطلاعات بیرونی (خارجی) اشاره دارد.
در زندگی انسانی، آگاهی و دانش نه تنها مفاهیمی ذهنی و فلسفی، بلکه اَبزارهائی برای شناخت حقیقت و تجربهی عمیقتر از هستی هستند. اگرچه در زندگی روزمرّه این دو مفهوم بیشتر به صورت هم اَرز در نظر گرفته میشوند، اما در سُنتهای معنوی، عرصههای هنری، و علوم شناختی، تفاوتهای بُنیادین آنها آشکار میشود.
۱- آگاهی و دانش در عِرفان
- در عرفان، آگاهی چیزی فراتر از شناخت ذهنی و تحلیلی است. عرفان آگاهی را ادراک شهودی، بیواسطه و حضوری از حقیقت میدانند. این آگاهی معمولن با واژههائی همچون مشاهده، کشف، شهود، حضور، و فنا بیان میشود.
- هرچند عرفان دانش را رَد نمیکُند، اما آن را ناکافی میداند، مگر این که به آگاهی قلبی و حضوری مُنتهی شوَد. دانش عرفانی نه صِرفن حاصل مطالعه، بلکه ثمرهی تجربهی باطنی و سُلوک معنوی است. در اینجا، دانش تبدیل به "معرفت" میشود؛ معرفتی که از دلِ آگاهی میجوشد.
۲- آگاهی و دانش در هُنر
هنرمند پیش از آنکه اثری بیافریند، نیازمند نوعی آگاهی است:
- آگاهی احساسی، شهودی و ذهنی نسبت به درون خود و دُنیای اطراف.
این آگاهی اغلب غیرکلامی است و از جنس احساس، تصویر، یا تجربهی حسّی است. به همین دلیل است که آثار هنری، بیش از آنکه «آموزنده» باشند، «برانگیزاننده» هستند.
یک نقاش ممکن است بدون آنکه دانشی دقیق از روانشناسی داشته باشد، بتواند رَنج، شادی یا عشق را به زیبائی به تصویر بکشد، صرفن به این دلیل که آگاهی شهودی و عاطفی از آن احساسات دارد.
- دانش هنری شامل فنّ، تکنیک، سبک شناسی، تاریخ هنر و نظریّههای زیبائی شناسی است. بدون دانش، بسیاری از هنرمندان قادر به بیان مؤثّر احساسات خود نخواهند بود. اما بدون آگاهی، هنر خُشک، فورمولی و بی جان میشود.
ترکیب آگاهی (الهام، احساس، شهود) و دانش (تکنیک و ساختار) است که شاهکارهای هنری را می آفرینند.
۳- آگاهی و دانش در علومِ شناختی
- آگاهی یکی از اَسرار بُزرگ ذِهن انسان محسوب میشود و در این حوزه، آگاهی را بهعنوان توانائی ذهن برای تجربهی حالات درونی و بیرونی، و دسترسی به اطلاعاتی که در حال حاضر درک میشود، تعریف میکند.
موضوعاتی مانند «آگاهی در خواب»، «آگاهی در تصمیمگیری»، یا «آگاهی غیرکلامی در حیوانات» در این شاخه مورد مطالعه قرار میگیرد.
برخی از دانشمندان در حوزه ی علوم شناختی (کوگنِتیو سایِنس) معتقدند؛ آگاهی حتّا ممکن است زیربنای واقعیت باشد، نَه صرفن فرآورده ی مَغز.
- دانش به عنوان اطلاعات ذخیره شده در حافظه، قابل بازیابی و بهکارگیری در رفتار و حلّ مسئله تعریف میشود. دانش ممکن است خودآگاه (مثلاً دانستن نام پایتختها) یا ناخودآگاه (مانند مهارت رانندگی) باشد.
Post #11692
281
- 👍 2