بعضی صحنههای بیمارستان اصلا از ذهنم پاک نمیشه، قیافه این بیمار با اینکه بیمار من نبود و فقط ۱ بار در حد چند ثانیه اتفاقی تو راهرو بیمارستان دیدمش از همون صحنههاست
آسمون☁️دختر ۱۹ ساله کنسر برست (پستان) با احتمال متاستاز به کبد بدون سابقه فامیلی مثبت...
دارم به این بیمار فکر میکنم که چقدر بدشانس -نمیخوام بگم بدشانس، ولی جز بدشانسی توصیفی براش ندارم- بوده🥲 حتی تو افراد با ریسک بالای ابتلا، غربالگری سرطان پستان از ۲۵ سالگی شروع میشه ولی این بچه تو این سن مبتلا شده بود بدون سابقه فامیلی و با متاستاز!...
اینجا شبیه میلههای زندان میمونه برام چون سالهاست که از کنارش رد میشم و از ته دلم وسوسه میشم که داخلش قدم بزنم و خنکیِ درختای بزرگ سرسبز چند ده یا چند صد ساله رو روی پوستم احساس کنم اما صرفا بخاطر اینکه محیط داخل دانشگاهه و حراست داره برای اینکه مجبور نشم یه تیکه پارچه سرم کنم از اینور نردهها تردد میکنم:)