نمیدونم دیگه. بیام چی بگم؟ چقدر غر بزنم؟ مگه تموم میشه؟ مگه قراره تغییری تو وضعیت ایجاد بشه؟ هی غر بزن بگو فردا کشیک اورژانسم غر بزن بگو امتحان غر بزن بگو درس کار کوفت زهرمار. تموم میشن مگه؟
غر زدنم تا یه جایی ظرفیت روانی آدمو افزایش میده و تابآوریشو بهتر میکنه. از یه جا به بعد اینجوریه که دیگه بی حس میشی جلو میری فقط تموم شه. و تموم هم نمیشه. هیچوقت.
یه زمانی گالریم، فکرم، زندگیم پر محتوا بود و بخاطر اینکه زیاد پست نذارم از بینشون انتخاب میکردم. اما الان مدتهاست زندگیم بی محتوا شده نه دیگه تو گالریم عکس به درد بخوری دارم نه اصلا عکسی میگیرم🥲 منی که از در و دیوار تولید محتوا میکردم نه فکر و اندیشه و ایده خاصی دارم... هیچم، خالیام، پوچ و بی محتوام انگار. روزای زندگیم داره همین جوری رد میشه و من چارهای ندارم جز اینکه یکمم صبوری کنم تا روزای سخت تموم شن.
دوتا قهوه همزمان خوردم، یه اتفاق هیجانانگیز برام افتاده و دوست نازم خوابه و بیدار نیست که براش تعریف کنم😭😭😭 استرس امتحانم که دارم و الان یحتمله سکته قلبی کنم🙏🏻