یکم. دوستم چهارشنبه اجرا داشت. سنتور. تو جشن ورودی جدیدهای دانشگاه. من بیمارستان بودم و نتونستم برم:)
دوم. صبح عکس و فیلماشو برام فرستاد، دویست بار زدم دانلود شه و هر بار یه طوری قطع میشد و خلاصه نتونستم کامل ببینم. از پروکسی، فیلترشکن و وضعیت اینترنت متنفرم.
سوم. بغض دارم و چیدن کلمات برای نشون دادن بغضم کار سختیه.
چهارم. استادمون ویدیو اجراشونو استوری کرده بود و به حضور نوازنده خانم افتخار کرده بود. ریپلای کردم و گفتم دوست قشنگ منه و آیدیشم نوشتم برای استاد😂 بعدشم سر درددلمون باز شد و یکم از شرایط و وضعیت غر زدیم. استاد نوشته: "خلاصه منو حلال کنید اگه یهوناپدید شدم😂😂😂"
ناپدید شدن همینقدر ساده و بیخ گوشمونه. هر لحظه. هر جا. هر کسی.
پنجم. امروز تو دلم خیلی قربون صدقه این بچه رفتم. مطمئنم که مسیرش خیلی روشنه و خیلی جا داره تا خودشو پیدا کنه و روزبهروز خفنتر بشه. شک ندارم.
و طبق معمول همیشه، همین دیگه.
صحبتم تموم شد.
Post #2218
17