بخشارو فشرده کردن امتحانارو فرو کردن تو هم تو هم، مرخصیارو حذف کردن تعطیلی پنجشنبه رو لغو کردن و تمام کاراشون یه فاجعه تمام عیار بود.
یعنی به معنی واقعی کلمه بخشامون خر تو خر بود!
۱۰ روز اول روتیشن زنان که کلاسای تئوری برگزار میشد ما امتحان داخلی داشتیم و عملا فقط فرصت داشتیم داخلی بخونیم و زنان رو هوا بود، بعدش صفر کیلومتر افتادیم وسط بخش زنان و صرفا دووم میاوردیم و نوت میذاشتیم و ظاهر کارو حفظ کردیم. در کنارش من و دوستم هر روز درس خوندیم به معنی واقعی کلمه برای یاد گرفتن زنان تلاش کردیم بعد اخر بخش یه امتحان ازمون گرفتن که بیشتر شبیه انتقام بود. یعنی به چشم خویشتن دیدیم که زحماتمون دود شد رفت هوا.
از اونور بخش قلب بود که همش ۱۷ روز رفتیم بخش! یه جوکه واسم واقعا. یعنی کل دانش و تجربه بخش قلب اکسترنی ما خلاصه شد تو ۱۷ روز.
بعدش بخش رادیولوژی و جراحی و امتحان عفونی که به مقدار کافی غرشو زدم و دلم نمیخواد حتی یه بار دیگه یادم بیفته که چه افتضاحی بود.
خلاصه که هیچی دیگه تک تک تصمیماتی که گرفتن مستقیما سلامت روان ما رو هدف قرار داد و هر کی یه جوری به فنا رفت.
ما وسط بخش جراحی امتحان رادیولوژی داشتیم و جرئت نداشتیم به مدیر گروه جراحی اطلاع بدیم این موضوع رو! چون اگه میفهمید امتحان دیگهای داریم اجازه شرکت در امتحان بهمون نمیداد😂 خنده دار نیست؟