TGViewer
آسمون☁️ آسمون☁️ @asemoonnotes · 89 subscribers
Post #1636 78
یکم.
شنبه تو اورژانس، پشت تلفن مامان بغض کردم.
از خستگی، از ناتوانی، از فضای خفه‌کننده‌ای که توش گیر افتاده بودم و هیچ راه فراری نداشتم و آدما اون بیرون، به زندگی عادی خودشون ادامه می‌دادن. صدای مامان، نشونه‌ای از اون زندگی عادی بود که در اون لحظه بهش دسترسی نداشتم.
.
دوم.
نذاشتم مامان بفهمه بغض کردم. خداحافظی کردم و اجازه دادم اولین قطره اشکم بریزه. همون لحظه صدام زدن که برم بیمار جدیدی که اومده بود رو ببینم و ازش شرح حال بگیرم. با چشای اشکی و قیافه بی روح، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده رفتم سمت مریض و بعدش اصلا یادم رفت تو چه حالی بودم.
.
سوم.
دوشنبه بعد امتحان، پشت تلفن مامان گریه کردم. مامان دلداریم داد و کلی باهام حرف زد. اون لحظه بیشتر از اینکه به حرفاش فکر کنم به این فکر می‌کردم که عه، من تونستم خودم رو آسیب‌پذیر نشون بدم و غممو بروز بدم. و مامان بلده چطور غممو مدیریت کنه و خوب میدونه چجوری باهام حرف بزنه تا آرومم کنه. پس اون همه حال بدی که تا حالا ازش پنهون کردم چی؟ یعنی الکی الکی به خودم سخت گرفتم؟ یعنی می‌تونستم به آدما بفهمونم که حالم بده، شکسته‌ام و آسیب‌پذیرم و اونا باهام خوب و درست رفتار کنن؟ یعنی نیازی نبود اون همه تنهایی بشکنم و تیکه‌هامو همون‌جا جا بذارم؟
.
چهارم.
امروز وقتی گفتم خسته‌ام و نمی‌تونم شام بخورم، بغض کردم.
بغض کردم چون تک تک ثانیه‌هایی که به امید شام نشسته بودم و هر عضو خونواده به کار طبیعی خودش مشغول بود برام مثل یه ساعت می‌گذشت. دیگه نتونستم تحمل کنم و اینجوری بودم که خواب رو به غذا ترجیح میدم...
مامان چند لحظه بعد شام آورد، شام رو با بغض خوردم.
.
پنجم.
می‌دونم می‌گذره. ولی داره بد می‌گذره. در کنار همه‌ی اینا مشکلات زندگی شخصیمم هستن که حرفی ازشون زده نمیشه.
دوشنبه بعد امتحان وقتی تو سلف نشسته بودم و به نقطه نامعلومی زل زده بودم مطمئن بودم باید یه کاری برای حال خودم بکنم. من قلق خودم رو خوب بلدم و می‌دونستم که مدتهاست دیگه فرمون از دستم در رفته و دارم بیراهه میرم. مطمئن بودم اگه کاری نکنم خیلی زود دیر میشه پس اولین جلسه تراپی رو رزرو کردم.
امید معجزه ندارم اما نیاز داشتم که خودم رو به کس دیگه‌ای جز خودم بسپارم.
.
ششم.
همین دیگه.
شب بخیر.
More from @asemoonnotes
  1. Oct 8, 2026photo post
  2. Oct 8, 2026این دنیا علاوه بر کنسرت قربانی، یه کنسرت آرمان گرشاسبی و یه کنسرت سامی بیگی هم به من بدهکا…
  3. Oct 8, 2026یکی از اون کانال‌ها هم کانالیه که قسمت‌هایی از کتاب‌هایی که در حال خوندنشم رو میذارم و فقط…
  4. Oct 8, 2026احساس می‌کنم ذات کانال داشتن، وابسته به مخاطب داشتنه. من کانال‌های پرایوت زیادی داشته‌م و…
  5. Oct 8, 2026:)
  6. Oct 8, 2026حسی که بهم میده شبیه حس روزای ۱۸ و ۱۹ دی ماهه...
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →