آمد رمضان هست سزاوار مبارک \\
وان کس که بود منتظر ماه مبارک
در روزه اگر رفت ز تو قوت و نیرو \\
تا جای شود در تو یکی شاه مبارک
`خالی کن از این نان و از این لقمه شکم را \\
تا پر شود از نور چو ماه مبارک
در روزه چو از لقمه تو دهان بربستی \\
آمد به سوی لب سخنِ راه مبارک
بشکاف فلک را و برون پر ز ملایک \\
بگذر ز صفِ دیو به یک آه مبارک
آن ماه که از نورِ رخِ اوست منور \\
هم بادیه و کوه و هم این چاه مبارک
خاموش که این گفتنِ تو عینِ حجاب است \\
تا فاش شود بر تو از آن ماه مبارک
............................
مولانا در این غزل، روزه را نه یک محدودیت، بلکه راهی برای خالی شدن از تعلقات مادی (نان و لقمه) و پر شدن از نور الهی میداند. او معتقد است با کم شدن قوای جسمانی در اثر روزه، قدرت روحانی و "شاه" جان در انسان تجلی پیدا میکند.
@arums_hejab