در آستانۀ مهری دیگر
در بلندگوی رسمی، که البته گمان نمیبرم طفلان مدرسهرو این روزگار چندان به هیچش گیرند، میدمند که:
«باز آمد، بوی ماه مدرسه...»!
اما نمیگویند کدام بو.
بهراستی بزرگترها فکر میکنند چه بویی را به شامۀ کودک و نوجوان این روزگاران میرسانند؟ بوی خوش سیبِ پاییزرس دماوند را، بوی آزادفکری، بوی خوش یاد گرفتنِ کلامی نو، بوی پرسشِ بیترس و خردورزی در جمع همکلاسی و معلمِ آگاه و باانگیزه و انگیزهآفرین و بهروز و نقادانهاندیش را، یا بوی خروجیِ گرمابههای دیرسال «پشتِسر» را، بوی تلقین و تکرار و تبعیت و تزویر را؟
در تقویم رسمی، ماهِ مهر ماه مولوی و حافظ هم هست. (۸ مهر- مولوی)، (۲۰ مهر- حافظ).
بد نیست نیمنگاهی به فقرهای مدرسهپردازی در فکر و ذکر این دو بزرگ مهرماهی.
۱- مولوی-رباعی:
تا مدرسه و مناره ویران نشود
اسباب قلندری بسامان نشود
تا ایمان کفر و کفر ایمان نشود
یک بندهٔ حق به حق مسلمان نشود
۲- حافظ-از غزلی یک دو بیت:
... بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر
چه وقت مدرسه و بحثِ کشفِ کشاف است
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد
که می حرام ولی به ز مال اوقاف است!
در حسرت مدرسهای که مهرماه عصارۀ اندیشههای ناب شاعران مهراندیشمان را نیز بیاموزد به طفلان مدرسهرومان، بینگرانی و ترس و سانسور و تحریف و تقلیلِ دلگزا.
ا. منصوری . شهریور ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
@ardeshirmansouri
Post #894
6.92K
- ❤ 31
- 👍 16