پاییز
یک دوبیتی از باباطاهر در خلاصة الاشعار تقیالدین کاشانی
پایز آمه انْده و رزان شی
نازنین ورگْ داران در خزان شی
کُردَ از کوه شی، گاوارهْ از رو
باغْوان تهروین، وا خان و مان شی
pâyez âma: anduh wa raz-ân ši
nâzane:n warg dâr-ân dar xazân ši
kurd-a az ko:h ši, gâwârah az ru:
bâqwân tahrawe:n, wâ xân u mân ši
پاییز آمد و اندوه تاکستان را در بر گرفت.
خزان برگهای نازنین درختان را در بر گرفت.
کوچنده از کوه و گاوباره از رود رفت.
باغبان اندوهگین به سوی خانه و کاشانه رفت.
خوانش و گزارش آرش اکبری مفاخر
حماسهسرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
https://t.me/Arakhsha96
https://www.instagram.com/arakhsha96
https://rubika.ir/Arakhsh_Hamasesaray
Post #11031
495
