TGViewer
𝙰𝚛𝚊𝚕𝚢𝚊 𝙰𝚛𝚊𝚕𝚢𝚊 @arahlya · 37 subscribers
Post #3288 9
و در اغوش تاریکی چشمانش را بست...
خاطرات یکی پس از دیگر از پس‌چشمانش گذشتند...
اما چیزی را فهمید...او دیگر از رویاها نمیترسید...او کنجکاو و کنجکاو تر شده بود تا بتواند چیزی را در قلب تاریکی بدست اورد....
دستانش را بلند کرد و نوری درست در کف دستانش درخشید....
او محکم نگهش‌داشت و چشمانش باز شدند....
در این تاریکی...صداها گوش خراش بودند...
اما او دیگر عادت داشت که همه حرف بزنند و او گوش بدهد.....
اروم به اون نور کوچک در دستانش خیره شد و لبخند زد.....
🍂"بلاخره پیدات کردم...."
╭··⊹ᬉ
╰𝙰𝚛𝚊𝚕𝚢𝚊 🎼⊹··
┆#Tex
·• @Arahlya •·
  • 🕊 1
More from @arahlya
  1. Oct 4, 2026بلاخره متوجهش میشم.... علت اون لبخندی که زدی..... تو به ضعیف بودن من نخندیدی.... تو دیدی..…
  2. Oct 4, 2026به من بیشتر نشون بده.... میخواهم بفهمم... تو به من این روح مشتاق را دادی تا بیاموزم..... د…
  3. Oct 4, 2026گذشته می اموزد.... اینده تورا راهنمایی میکند.... ولی حال به تو میگوید چگانه با وجود داشتن…
  4. Oct 4, 2026من بلاخره دارم میفهمم چرا توی اون خواب منو درون اون جزیره انداختی.....
  5. Oct 4, 2026Post #3290
  6. Oct 4, 2026من بهت گفتم هرگز وحشتناکی‌ این‌دنیارو فراموش نمیکنم.... اما میخواهم در این زندگی.... کنارت…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →