چو دریا آرامی و غرقِ سکوتی
چو آتش گرم و در جانم فُروتی
به قلبت حسِ نابی از امید است
همان عشقی که در گلهای رز است
تو خورشیدی که در شب میدرخشی
به هر سویی که باشی، مِهر بخشی
پر از شوری، پُر از امید و پرواز
تویی پایانِ هر تنهایی و راز
Post #62
143