قصه ی لبخند بارانباران میبارید و من لبخند میزدم؛
نه از شادی،
از اینکه بالاخره آسمان هم بلد بود
چیزی را که نمیتواند بگوید، ببارد.
https://t.me/Erixcly_ra
AN answer⋆ @answerforu00 · 7 subscribers قصه ی لبخند بارانhttps://t.me/Erixcly_ra