«که ویران نشوی»
هرچند آن سهمی از غم، رنج و تألم که از دل رنجیدۀ سرزمینمان، ایران، به قدر خودمان، به ما رسیده، با تمام قوایش رمق و توان و امکان گفتن ما را نشانه رفته و هرچند از پس سختترین روزها، حالا بار دیگر جور صیاد هم به جان خانهمان افتاده تا هر نقشی که به خون دل زدیم را یکشبه بسوزاند، ما این روزها نیز ذرهای تردید به دل خود راه ندادهایم.
ذرهای شک نکردهایم که هر آن خصمی که جان هموطنان بیگناهمان را هدف قرار دهد، داشتههای علم و صنعت این کشور را تخریب کند و زیستپذیری آن را تهدید نماید، شر مطلق است. شک نکردهایم که در این جهان اگر یک منزل داشته باشیم، آن ایران است. اگر توسعهای برای طلب کردن هست و اگر آزادیای برای جستن، جز برای ایران و به نام ایران معنایی ندارد. در تمام آنچه بر ما گذشت، به انزجار از جنایت شک نکردهایم، چه در قبال کودک بیگناهی باشد که در خون خود غلتیده و البته چه در غم خودمان برای تعدی به دانشگاه شریف که خانۀ دوستداشتنی ما بوده و هست.
چند سطر بالا، هرچند اندک، زمزمههایی از حال و مقال همۀ ماست و اگر نه برای امروز، برای فردا باقی خواهد ماند؛ فردایی که برای رقم زدنش امیدی جز به ایران و مردمش نداریم. همانها که آزادی را خودشان فریاد میزنند، دموکراسی را خودشان انتخاب میکنند، دانش را خودشان مینویسند و آنچه باید ساخته شود را خود از دل مدرسهها و دانشگاهها و کارگاهها و صنایع خودشان میسازند؛ برای ایرانی که پاینده خواهد ماند.
🆔 @AnjomanSUT
Post #3023
10K