TGViewer
Channel Public Channel
ancientworld | جهان باستان

ancientworld | جهان باستان

@ancient

🔺جهان باستان اولين و بهترين رسانه در زمينه ناگفته هاى باستانى و تاريخى


ببخشید که فعالیتمون خیلی کم شده؛ امیدوارم روزی دوباره بتونم مثل قبل فعالیت کنم🙏🏻
Subscribers
83.3K
Photos
10.2K
Videos
1.2K
Links
173

Showing posts older than #23445 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #23444 138K

Forwarded from ancientworld | جهان باستان

قسمتی از فیلم ماندگار تنگسیر محصول سال 52 با بازى بهروز وثوق

"اخه اين چه شهريه، پول آدمو ميخورن بعد دست به دست هم ميدن آدمو خوار و ذليل ميكنن، آخه چرا..."

@ancient
Post #23443 159K
تنگسیر و تکرار تاریخ...

ببینید این کلیپ واقعی با اون سکانس از فیلم “تنگسیر” همگونه...!!

@ancient
Post #23440 181K
آقا سید جمال اصفهانی میگفت:
من هرکجا میبینم، ملت کار خودشان را خودشان میکنند مگر در ایران که همه کار را خدا باید بکند!
حضرت عباس باید درست کند و خضر پیامبر راهنمایی کند...

📚روزنامه خاطرات عین السلطنه، جلد سوم

@ancient
Post #23439 208K
به ۲۵۰۰ سال قبل در تخت جمشید سفر کنید!!

تصاویر بازسازی شده موزه گتی کالیفرنیا از تخت جمشید با کمک کارشناسان و باستان شناسان شکل گرفته و میتونید به ۲۵۰۰ سال پیش سفر کنید و پرسپولیس رو ببینید👇🏻👇🏻👇🏻

https://persepolis.getty.edu/


@ancient
Post #23436 221K
“استغفرالله! ایرانی ها نوروز را برتر و گرامی تر از عیدِ رمضان و عید قربان می شمارند!

آنها ارزش فراوانی برای نوروز قائل اند و آن را به نام عید بزرگ می نامند و در آن روز پیکر خود را به رخت های نو می آرایند

و همگان از شاه و گدا، از مرد و زن و دختر و پسر، شب و روز با ذوق و شوق، خرمی و شادمانی می کنند و تا پایان آن ماه دست به هیچ کاری نمی زنند...”

📚آنچه خواندید بخشی از نامه سفیر عثمانی در ایران، به سلطان سلیمان دوم عثمانی بود که به مقایسه جشن نوروز با سایر اعیاد پرداخته است‌ این نامه که در اواخر دوره صفویان نوشته شده حاکی از تعجب سفیر عثمانی از برگزاری شکوهمند جشن نوروز در ایران است.

@ancient
Post #23435 170K
‏پلیس روسیه معترض با پلاکارد خالی رو دستگیر می‌کنه.


"در روسیه تازه انقلاب شده بود،
بلشویک ها تمام خانواده تزار را قتل عام کرده بودند... مردی در میدان سرخ مسکو اعلامیه پخش می‌کرد. امنیتی ها او را دستگیر کردند.
پس از بازرسی متوجه شدند که همه اعلامیه هایش سفید است. به او گفتند: چرا برگه سفید پخش میکنی و چیزی رویش ننوشته ای؟

جواب داد: دیگر چیزی برای نوشتن نمانده
همه چیز مثل روز روشن است..."

@ancient
Post #23434 200K
بخشی از سخنان غرورآفرین نادرشاه بزرگ پس از فتح هندوستان:

فتح هند افتخاری نبود. برای من دستگیری متجاوزان و سرسپردگانی مهم بود که ۲۰ سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند.
اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی میگرفتم؛ که آن هم از جوانمردی و خوی ایرانی من به دور بود...

📚به نقل از کتاب تاریخ سیاسی و نظامی دوران نادرشاه؛ ابوتراب سردادور

@ancient
Post #23432 170K
این یک کاندوم ۳ هزار ساله از جنس کتانه!

در واقع قدمت کاندوم به ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد برمیگرده و مصریان باستان از ۳هزار سال قبل از وسیله‌ای شبیه کاندوم برای محافظت در برابر بیماری مقاربتی استفاده می‌کردند. این کاندوم ها از غلافی از جنس کتان تهیه شده بود!😬

@ancient
Post #23431 151K
این کلیپ حالتونو خوب میکنه

همخوانی فریدون فرخزاد و فرامرز اصلانی در یک شوی تلویزیونی به مناسبت نوروز ۵۶

@ancient
Post #23430 131K
طاق کسری؛ یادگار ساسانیان در عراق در آستانه نابودی کامل

ای کاش یه نفر هم به فکر این میراث ارزشمندمون بود...

@ancient
Post #23428 129K
شاید باور نکنید ولی در تمدن مایا؛ مردم از پایین شراب رو نوش جان میکردن! 🥴

مایاها برای مست شدن به جای نوشيدن شراب، براى لذت بيشتر اون رو از طریق دیواره روده و مقعد وارد بدن می کردن!

حالا تحقیقات جدید نشون میده که الکل با عمل اماله کردن بهتر جذب بدن میشه تا از طریق خوردن🤭

@ancient
Post #23427 120K
ماری وارد مغازه نجاری شد. در حالی که به گوشه‌ای می خزید، از روی اره عبور کرد و کمی زخمی شد! با عصبانیت برگشت و اره رو گاز گرفت اما آسیب بیشتری دید.

مار که حسابی کلافه شده بود ، تصمیم گرفت به هر قیمتی که شده اره رو از بین ببره. پس به دور اره پیچید و تمام قدرتش رو بکار گرفت تا اره رو خفه کنه ، تا اینکه در نهایت مار توسط اره کشته شد...

گاهی اوقات ما با عصبانیت واکنش نشون میدیم و تصمیم میگیریم به کسانی که بهمون آسیب رسوندن صدمه بزنیم غافل از اینکه به خودمون آسیب می رسونیم. در زندگی گاهی اوقات بهتره از بعضی چیزها چشم پوشی کنیم، چون عواقب اون میتونه فاجعه بار باشه...

@ancient
Post #23426 113K
قبل انقلاب زلیخا از یوسف اینجوری دلبری میکرد 😅

فیلم یوسف و زلیخا؛ محصول سال ۴۷

@ancient
Post #23424 113K
پادشاهی را سه زن بود پارسی و تازی و قبطی...

شبی در نزد پارسی خفته بود. از وی پرسید که چه هنگام است؟ زن پارسی گفت: هنگام سحر، گفت: از کجا گویی؟ گفت از بهر آن که بوی گل ریحان برخاسته و مرغان به ترنم درآمدند.

شبی دیگر نزد زن تازی بود. از وی همین سوال کرد. زن جواب گفت که هنگام سحر است، از بهر آن که مهره های گردنبندم سینه ام را سرد می سازد.

شبی دیگر در نزد قبطی بود. از وی پرسید. قبطی در جواب گفت:که هنگام سحر است، از بهر آنکه مرا ریدن گرفته است!🥴

*از حکایات طنز عبید زاکانی :)
عبید در این حکایت بخوبی بیان میکنه که برداشت هر کس از رویدادهای اطرافش به اندازه وسعت درک و شعور اونه...

@ancient
Post #23423 107K
یه فیلم جالب ببینید از پارتی جوانان تهرانی؛ دهه ۵۰

چقد مثبت بودن😁

@ancient
Post #23422 102K
دستفروشی قهرمان جودوی جهان تو خیابان های کرمانشاه!

مسعود رستگار، جودوکار کم شنوای ایران که همین چندوقت پیش تو مسابقات پاریس برای ایران مقام جهانی آورد، حالا کنار خیابون دستفروشی میکنه!

نه اینکه دستفروشی کار بدی باشه، اما قطعا شایسته ی یه قهرمان ملی هم نیست! مسعود رستگار سابقه 7 سال عضویت تو تیم ملی جودو رو داره و ...

چرا واقعا هیچ حمایتی از ورزشکارها و نخبه های ما نمیشه؟

@ancient
Post #23420 134K
روزی رضاشاه از جلوی مکتب خانه‌ای رد میشد متوجه چند شاگرد فقیر که لباس های کهن به تن داشتند شد ...

به همین جهت دستور داد که تمام شاگردان مدرسه لباس پارچه ای یا همان لباس
فرم بپوشند.

با این اقدام، از یک جهت معلوم نمیشد چه کسی پسر وزیر است و چه کسی پسر کارگر، و از جهت دیگر صنعت پارچه بافی داخلی را نیز بکار انداخت.

📚از خاطرات امیراصلان افشار

@ancient
Post #23419 114K
چون یک دستش را با شمشیر زدند، با خونی که از بازویش فوران میکرد صورتش را سرخ کرد. خلیفه از او پرسید: چرا چنین کردی؟

او گفت: وقتی دست‌هایم را قطع کنند خون‌های بدنم بیرون ریخته و چهره‌ام زرد میشود. و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترس زرد شده است!

چهره‌ام را خونین کردم تا زردی‌اش دیده نشود... نام این دلیر مرد بابک بود، بابک خرمدین...

@ancient
Post #23418 138K
سه نفر محكوم به اعدام با گیوتین شدند؛ یک کشیش، یک وکیل دادگستری و یک فیزیکدان

در هنگام اعدام؛ کشیش پیش قدم شد؛ سرش را زیر گیوتین گذاشتند و از او سؤال شد: حرف آخرت چیست ؟
گفت : خدا ... خدا...خدا...
او مرا نجات خواهد داد،
وقتی تیغ گیوتین را پایین آوردند، نزدیک گردن او متوقف شد.
مردم تعجب کردند؛ و فریاد زدند: آزادش کنید!
خدا حرفش را زده! و به این ترتیب نجات یافت

نوبت به وکیل دادگستری رسید؛
از او سؤال شد: آخرین حرفی که می خواهی بگویی چیست؟
گفت: من مثل کشیش خدا را نمی شناسم اما درباره عدالت میدانم؛
عدالت .. عدالت .. عدالت..
گیوتین پایین رفت ،اما نزدیک گردنش ایستاد.
مردم متعجب، گفتند : آزادش کنید، عدالت حرف خودش را زده! وکیل هم آزاد شد

آخر کار نوبت به فیزیکدان رسید؛
سؤال شد: آخرین حرفت را بزن
گفت :من نه کشیشم که خدا را بشناسم، و نه وکیلم که عدالت را بدانم
اما می دانم که روی طناب گیوتین گره ای است که مانع پایین آمدن تیغه می شود
با نگاه به طناب دریافتند و گره را باز کردند،
تیغ بر گردن فیزیکدان فرود آمده و سر او را از تن جدا کرد

چه فرجام تلخی دارند آنان که واقعیت را میگویند و به «گره ها» اشاره مى كنند!

@ancient
Post #23417 113K
الان پنج‌تا پیتزا چند میشه؟!!!

این فیلم مال ۲۰۰ سال قبل نیست؛ سریال جایزه بزرگ مهران مدیری سال ۸۴!!

@ancient
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →