جنگ شد
و من هر روز
درگیر فکر،
فردا چی میشه؟
کدوم فردا؟
...
جنگ تموم شد، من تصمیممو گرفته بودم
باید دوباره شروع میکردم
هر جوری که هست
من نمی تونم تو فکرش بمونم
باید انجامش بدم
دوباره تیمو ساختم
دوباره همه رو جمع کردم
این بار آدمای جدیدی رو به تیم اضافه کردم که مطمئن بودم به کارشون
همهمون هزینهاشو پرداختیم
وقت گذاشتیم
شبانه روز وقت گذاشتم
خیلی شبا از استرس خواب نمیرفتم؛
اگه نشه چی؟! چجوری جواب اعتماد دوستامو بدم؟!
تمام کارهای دیگهام عقب افتاد
ولی من کاری که میکردمو دوست داشتم
از دل تمام اون ترسها، کاروتید ریشه زد...
#ادامه_دارد...
Post #64
392
Forwarded from الف. الف رندِ پارسا
الف. الف رندِ پارسا مجله کارشو شروع کرد همه چیز عالی داشت پیش میرفت توی همون ماه اول یهو ۳۰۰ نفر مخاطب پیدا کردیم اکانت پشتیبانی پر شده بود از آدمایی که دنبال مجلهمون بودن واقعا همه چیز رویایی بود و فراتر از انتظارمون تا اینکه، تماسها شروع شد؛ فشارهایی که برای ویرایش و تغییر…
