نه از شکوفه و باران و گل، بهار خوش است
به دست دوست گرفتن، به شوق یار خوش است
میان تنگ بلورین چگونه در تپش است؟
خیال ماهی قرمز به جویبار خوش است
نه ناله از نرسیدن، نه مویه بهر فراغ
نگریم از غم هجران، که انتظار خوش است
همین که برف روی شانه بر زمین ریزد
که شهر پر شود از عطر سبزهزار خوش است
و یا که عید شود من به خانه برگردم
دلی به سوی خانواده رهسپار خوش است
تو گیر، عید نباشد، بهار سر نرسد
همین که میگذرد چرخ روزگار خوش است
✍️طلا فراهانی
#شعر
💊 @amphetamine_mag
Post #27
822