TGViewer
‌ ‌ 🪸 ‌ ‌ 🪸 @amitidawi · 242 subscribers
Post #23027 32

Forwarded from ㅤпепел𝟑𝟑.ᐟ 🇳🇱

به این فکر می‌کنم که دوست داشتم جمعه‌ عصرها خانه نباشم، بیرون باشم و آنجا کمتر احساس تنهایی کنم. دلم می‌خواست بیرون باشم و بخواهم سریع‌تر به خانه برگردم، چون آنجا برایم آرام‌تر است. اما اینجور عصرها و غروب‌ها فقط خط بی‌آر‌تی یادم می‌آید و آسمانی که گرفته و آدم‌هایی که خسته شده‌اند.
حتما همه با خودشان همین را می‌گفتند؛ که بالاخره بروند خانه و آنجا آرام بگیرند، انگار کسی منتظرشان است و لازم نیست معذب بنشینند. حیف، خانه لزوما این‌طور نیست؛ اکثرا نه، و این حالم را می‌گرفت.
فهمیدم به طرز تهوع‌آوری بیمار به نظر می‌رسم، چون صدای بلند و خنده‌های پیوسته بیشتر از آنکه شادم کنند، احساس در خطر بودن به من می‌دادند. اینجا به نظر می‌رسید صداها مرا لو می‌دهند و در خطر می‌افتم؛ پس شدیدا بی‌فایده، آرام حرف می‌زدم.
همه این‌ها آزارم می‌داد. این‌طور بودن واقعا خجالتم می‌آورد و بیشتر از آن، عصبانی‌ام می‌کرد.
More from @amitidawi
  1. Sep 27, 2026خیلی
  2. Sep 27, 2026موهام خیلی خوشگل شدخ
  3. Sep 27, 2026Post #23003
  4. Sep 27, 2026پولام میس میره
  5. Sep 27, 2026document post
  6. Sep 27, 2026You know it's fucked when the pain feel nice
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →