شاید مهمترین نکته این نباشد که:
«آدمهای نادان فکر میکنند خیلی باهوشاند.»
این جمله بیش از حد سادهشده است.
نکته جالبتر این است که:
حتی وقتی یک الگوی خیلی قانعکننده در دادهها میبینیم، باید بپرسیم آیا توضیح روانشناختی واقعاً بهترین توضیح است یا خودِ روش اندازهگیری و ساختار آماری دادهها میتواند چنین الگویی ایجاد کرده باشد؟
و به نظرم این دقیقاً همان جایی است که آمار جالب میشود.
چون گاهی چیزی که در نگاه اول یک ویژگی عجیب انسانی به نظر میرسد، وقتی دقیقتر به دادهها نگاه میکنیم، پای خطای اندازهگیری، سوگیری، نمونهگیری یا رگرسیون به میانگین هم وسط میآید.
در نهایت شاید یکی از مهمترین چیزهایی که میتوانیم درباره خودمان بدانیم این باشد:
اینکه بدانیم ممکن است چیزی را ندانیم.
📚 منابع:
Kruger, J., & Dunning, D. (1999). Unskilled and Unaware of It: How Difficulties in Recognizing One's Own Incompetence Lead to Inflated Self-Assessments.
McIntosh et al. (2022). Skill and self-knowledge: empirical refutation of the dual-burden account of the Dunning–Kruger effect.
Magnus & Peresetsky (2022). A Statistical Explanation of the Dunning–Kruger Effect.
┏━━━━━
🌐 @Amar_kadeh 📊
┗━━━━━━━━━━
Post #10228
702