Post #3731
51 چه زود زود شنبه میشه من زحمت کشیدم هفته قبل رو تموم کردم بازم شنبه؟؟
Post #3730
62 دیگه خسته نیستم؛
ته کشیدم.
نه چیزی میخوام،
نه چیزی منتظرم کرده.
فقط دارم روزها رو
بیهیچ دلیلی رد میکنم.
Post #3726
65 نمیدونم عزیزم
شاید راجبش موهامو کوتاه کنم شایدم خودمو از پشت بوم پرت کنم...
Post #3724
63 آدمها همیشه با رفتنشون نمیرن؛
گاهی میمونن، فقط دیگه شبیه قبل نیستن.
Post #3719
72 Post #3708
117 معلومه که ما فرق داریم عزیزم
تو با هر کسی میگردی تا تنها نمونی ولی من تنها میمونم تا با هر کسی نگردم.
Post #3704
143 آدما بابت رفتار و کاری که باهات کردن پشیمون نمیشن ولی بابت واکنشی که ازت میبینن جا میخورن.
Post #3703
68 Post #3700
72 عمیقاً به این اعتقاد دارم که هیچ چیز همیشگی نیست و همه چی یه جایی تموم میشه روابطا قطع میشن آدما عوض میشن.
Post #3696
87 نمیدانم چه بر سر من آمده؛ نه شادم، نه ناراحت،
فقط احساس خلأ سنگینی دارم...
Post #3692
77 نیازم فریاده، ترجیحم سکوت.
Post #3689
78 من فراموش نکردم فقط یاد گرفتم چطوری بیصدا غصه بخورم.
Post #3685
85 بچگی همش ذوق تولدمو داشتم روز ها رو یکی یکی میشمردم که تولدم بشه الان اینجوریم که خب که چی یه روز عادی مثل همه روزاست
Post #3684
81 بچه که بودم همیشه دلم میخواست بزرگ شم اما الان برعکس دلم میخواد بازم بچه باشم خیلی عجیبه