از خاطرهها نمیهراسی دیگر
تقصیر تو نیست، بیحواسی دیگر!
یک روز به یاد دل من میافتی
روزی که مرا نمیشناسی دیگر
بیش از هوسی نمیتوانم باشم
بی تو نفسی نمیتوانم باشم
از صحبت آیینه چنین معلوم است
من جز تو کسی نمیتوانم باشم...
لذّت به نچیدن است گاهی اوقات
دیدن به ندیدن است گاهی اوقات
همراهی خطهای موازی زیباست
مقصد نرسیدن است گاهی اوقات
از درد - از آشنای من - حرف بزن
از هر شبِ ماجرای من حرف بزن
درباره عشق، عاجزم از گفتن
ای اشک! بیا بجای من حرف بزن...
یک پارچه آه میتواند باشد
مشتاق نگاه میتواند باشد
بنشین جلوی آینه، بنشین و ببین
آیینه چه ماه میتواند باشد!
#محمدرضا_معلمی
@alikameli80