Post #17730
76
Forwarded from Herman¦حِرمآن
من پرندگانی را میشناسم که
وقتی بال هایشان را بریدند،
دویدن را آموختند.
نامِ مستعارِ آنها -زن- است...
Post #17729
78 Post #17728
79
Forwarded from 𝙍𝙤𝙨𝙖𝙡𝙞𝙩𝙝 (Rozhin)
زندگی من درحال حاضر بین "حوصله ندارم" و "اینجوری هم که نمیشه" مونده..
Post #17727
98
Forwarded from 𓅆𝗔𝗡𝗔𝗙𝗔~ (٭)
در رفتنِ جان از بدن
گویند هر نوعی سخن
من خود به چشمِ خویشتن ، دیدم که جانم میرود.
Post #17726
106 Post #17725
99 Post #17724
105
Forwarded from ازهردری...
زندگی خیلی بی اهمیته،اگه به عزیزاتون اهمیت ندید.
Post #17722
103
Forwarded from سآرا (sara)
به نتیجه فکر نکن، فقط ادامه بده!
Post #17721
100
Forwarded from آسمونِ نیلی🌌 (رها)
قلمم خون به جگر شد تا تو بیای
باهاش از فاجعه رفتنِ من شعر بنویس
Post #17720
98 Post #17717
83 Post #17716
94
Forwarded from وِلـــــورام
وقتی ذهنم تاب نگه داشتنش را ندارد، به کاغذ پناه می برم.
Post #17715
108
Forwarded from Sky lovers 🥭
Have a lovely night my dear ones ❤️
#sweet_dreams@sky_lovers1999
Post #17259
2.07K آدما چقدر عزیز میشن
وقتی که قاب عکس شن..
- 💔 45
- ❤🔥 8
- ❤ 4
- 💘 3
- 🔥 2
- 🐳 2
- 🍓 2
- 💋 2
- 🆒 1