Post #1834
76
دیگر تمایلی به انسان بودن نداشت؛ میخواست بارانی باشد بیصدا و بیقرار، از آسمان ببارد و روی شانههایت بنشیند. شاید آن روز که دلت گرفته بود، میان تمام قطرههایش، یکی برای تو گریه میکرد.
𝑀 𝑀𝑦 𝑆𝑒𝑐𝑟𝑒𝑡𝑠 @aiiii_fk2 · 364 subscribers