✍️اذان ظهر بود از آسمان خورشيد ميباريد...
👈 بازنشر به مناسبت میلاد حضرت زینب(س) و روز گرامیداشت مقام پرستار
ورق برگشت، شك خط خورد، دين دست يقين افتاد
يقين كار خدا بود اتّفاقي اين چنين افتاد
اذان ظهر بود از آسمان خورشيد ميباريد
نماز عصر شد پيشاني خورشيد چين افتاد
هزار الله اكبر، كيست اين بانو كه حتّي كفر
به محض ديدنش ياد اميرالمؤمنين افتاد
همان بانو كه در ادراك چشمانش حلولي سرخ
ميان اتّفاقات جهان زيباترين افتاد
به لطف لهجهاي سرخ از لبش اين شعر بيرون ريخت
كه از دستي شرابآلود «كأسٍ من مَعين» افتاد
زمان رفت و سري پيچيده در سربند يا زينب
ميان بارش خورشيد در ميدان مين افتاد
شهادت ميدهد يك روز اين سربند خونآلود
كه بر ما چند روزي سايۀ روحالامين افتاد
🎤 شعرخوانی آقای سیدعلی شکراللهی در دیدار سالانۀ رهبر شهید انقلاب با شاعران ۱۳۹۰/۰۵/۲۴
🔹عقیق شعر
@aghighpoem
Post #102429
825