🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶
شعر
برای عاشقی کردن کمی دیر آمدی جانم
چنان سیرم که میبینی وصیتنامه میخوانم
بدیهایم چه بسیارند و خوبیها کمی اندک
خودم هم با خودم درگیر گمان کردی نمیدانم؟
ز من بگذر که تلخم بودنت با من ضرر دارد
من آن سنگم که دل را کشت دگر عاشق نمیمانم
نه استادم به تردستی نه علافم به ناچاری
به چشمانت نظر کردم دلت را دل نمیخوانم
رفیقی بیکلک بودن دلی آزاده میخواهد
تو آزادی به هر حرفی ولی من حبس زندانم
سکوتم را نفهمیدی نشد یعنی بخواهی تو
ز بس در کینه غلطیدی به کنجی لال و پنهانم
من محکوم در فکرت بماند گوشهای در شعر
اگر حسی درونت بود نمیبینم دگر آنم
بیا بنشین بمان تا هرکجا میلت به ماندن بود
برای عاشقی کردن!!! کمی دیر آمدی جانم
حمید_رضا_یگانه
🌱🌻
🌟کانال شعر کلبه✍👇#شعر_دکلمه
❀═༅࿇🍃📚 🍃 ࿇༅═❀
https://t.me/afaltoooon
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
⭕️[رے اڪــشــن و فــوروارد فــرامــوش نــشــه⭕️
@afltooon
Post #472594
27