به سلامتیِ مردی که…
وقتی نگاهش میکنی، انگار قِصهی تمام آدم هایی را میخوانی که اسمشان در تقویم روزگار، گُم شده.
مردی که کوه دردهایِ زمانه است، اما در آغوش عشقش، آرام ترین نقطهیِ زمین میشود.
به سلامتیِ مردی که…
دستهایش، اگرچه زخمیِ مبارزهیِ با نامردیهایِ دنیاست، اما وقتی تنِ ظریفِ معشوقش را نوازش میکند، گویی پَرِ قو رویِ ابریشم میکشد.
همان مردی که تمامِ غرورش را، وقفِ لبخندِ زنِ زندگیاش میکند.
به سلامتیِ مردی که…
میداند مرد بودن، نه فریاد زدن است، نه شکستنِ غرور. مرد بودن، در تحملِ بغضِ فروخورده است، در سکوت پر از حرف است، و در لبخندی است که به روی درد میپاشی، تا خندهی عشقِ تو، پژواکِ ابدیت شود.
در این جغرافیایِ پر از رنج، که گاهی مرد، زیر آوارِ نادانی ها، گم میشود،
این روز، روزِ یادآوری اصالتِ مردانگی است.
روز ورق زدن دفترِ عشق،
و روز اثبات مردی است که برای بقای عشق، جان میدهد.
مردی که تمام واژه های ناب عاشقانهاش، نذرِ چشمانِ شریکِ زندگیاش است.
مردی که تمامِ دردهایِ عالم، در مقابلِ کوچکترین غمِ معشوقش، رنگ میبازد.
او نه تنها تکیهگاهِ امن، که خودِ خودِ عشق است.
به سلامتیِ مردی که…
هر روز، در میدانِ نبردِ زندگی، با زخمهایِ بر تن، اما با روحیهی قوی، پیش میرود.
مردی که واژهیِ "غیرت"، در وجودش، معنایی فراتر از جسم پیدا میکند.
مردی که تمام خستگیهایش را، در عمق نفسهای عمیق معشوقش، حل میکند.
او در میان سیاهی شب، فانوس امید است، و در دلِ یخ بندانِ روزگار، شعلهی گرما.
مردی که اگرچه گاهی با زخمِ زبانِ روزگار، دلش میشکند،
اما برای زنِ زندگیش، همیشه محکمترین صخرهیِ عشق باقی میماند.
این روز، روزِ ستایشِ مردانی ست که در سکوتِ خود، قهرمانِ قِصههایِ ناگفتهاند.
روزِ بوسیدنِ عرقِ جَبینِ تلاش،
و روزِ جاری شدنِ رودِ عشق است
در رگ هایِ زندگی.
به سلامتی مردان واقعی این دیار،
آن هایی که در نگاهشان، شعلهی مردانگی و در قلبشان، آتشی از عشق شعلهور است،
و در سایهیِ غیرتشان،
امنترین پناهگاه هستی را میسازیم.
آن هایی که مرد هستند،
و برایِ زنِ خانهشان،
تا ابد،
تمامِ دنیا…
یعنی خودِ عشق.
#ناشناس
🌟کانال شعر کلبه✍👇#شعر_دکلمه@afltooon
❀═༅࿇🍃📚 🍃 ࿇༅═❀
https://t.me/afaltoooon
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
⭕️[رے اڪــشــن و فــوروارد فــرامــوش نــشــه⭕️