چشمهای خونفشان این شب بیدار را
زیر لب فریاد خواهم کرد بغض خسته را
در کلیسای مقدس آخرین اقرار را
در تب و تابم چه باید کرد بی تو بعد از این
چاره کو دیگر دل سرگشته ناچار را
روسری را باز و مویت را به رویت ریختی
تازه فهمیدم که می بافی طناب دار را
قصه چرخ و فلک را یاد می آرد دمی
یاد پنهان گشتن و قانون سر بگذار را
سر به روی زانوان خسته می خوابد به ناز
تا نبیند در غرور مردی اش آوار را
شانه هایی ساده می رقصند هق هق را ولی
کو کسی تا او رساند آخرین آمار را
یک نفر بی تو به شب زد تا بیابد عشق را
یک نفر بی تو نمی خوابد شب غمبار را
ناشناس
🌟کانال شعر کلبه✍👇#شعر_دکلمه@afltooon
❀═༅࿇🍃📚 🍃 ࿇༅═❀
https://t.me/afaltoooon
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
⭕️[رے اڪــشــن و فــوروارد فــرامــوش نــشــه⭕️