#نشریه_آفا
#آن_سوی_آژیر
نامهای از یک آمبولانس ✉️
سالهاست میان خیابانهای این شهر
در رفتوآمدم؛
از خانههایی که اضطراب در آنها بیدار است
تا بیمارستانهایی که امید
پشت درهایشان به انتظار نشسته است.
صدای آژیرم را همه میشنوند،
اما کمتر کسی میداند
پشت این صدا چه میگذرد.
گاهی،
مادری تمام دعاهایش را
در چند دقیقهی مسیر جا میگذارد؛
گاهی،
پدری سکوت میکند
تا ترسش را کسی نبیند؛
و گاهی،
کسی در میان مرز باریک ماندن و رفتن،
چشم به دستانی دارد
که برایش نا آشناست.
شاهد لحظههایی بودهام
که زمان، معنای دیگری پیدا میکند؛
ثانیهها سنگین میشوند
و یک تصمیم کوچک
میتواند سرنوشت بزرگی داشته باشد.
آدمهای بسیاری از این مسیر گذشتهاند؛
برخی با امید بازگشتهاند،
برخی دیگر تنها خاطرهای
در حافظهی یک شیفت ماندهاند.
و من هنوز در خیابانها میروم؛
با همان چراغهای روشن،
با همان صدای آژیر،
و با داستانهایی که
هیچکس از آنها خبر ندارد.
شاید کار تو همیشه نجات دادن نباشد؛
گاهی کافیست
در لحظهای که زندگی
از همیشه شکنندهتر است،
کنار یک انسان بمانی.
شاید تمام معنای این راه
همین باشد:
رسیدن،
پیش از آنکه دیر شود.
🆔 کانال تلگرام آفا
✅ کانال بله آفا