یک قدم مانده به آمدنت!
همراه پاییز میآیی،
بوی بهار میدهی،
مثل تابستان خون گرمی،
و چون زمستان با دل من سرد!
به انتظارت در کافهی تابستان نشسته بودم.
شهریور را دیدم، گرم گرفتیم.
چه زود گذشت!
میگوید وقت رفتنش رسیده!
تو همیشه با مهر میآیی؟
یا من تو را اینگونه میبینم؟
نمیدانم قهوهی چندم است که تنهایی تمام میکنم!
در لابهلای فالهایم که امیدوارم اینبار خرافات نباشد،
گفتند میآیی و ماندگار میشوی،
دست یلدایمان را میگیریم،
این بار با هم در برفها قدم میزنیم
و من دیگر ردپایت را تماشا نمیکنم.
#آصف_گنجی
۳۱ شهریور ۱۳۹۷
@AcefNevis
Post #7778
339
Forwarded from آصف گنجی(نویسنده) (Acef Ganji)
- ❤ 9
- 💔 4
- 👏 2