TGViewer
Channel Public Channel
Opia-

Opia-

@aboutbluearathoughts

«غرق در رویای خویش🧌🍸.»
-فکرهایی که جایی جز اینجا جا نمی‌شوند.

حرف زدن با من؟ t.me/HidenChat_Bot?start=6671989494
Subscribers
2.83K
Photos
941
Videos
318
Links
394
Recent Posts 19 shown
Post #16473 3
Opia- رویا و خیالات؛ روبه‌روی هم نشسته بودیم،از غصه‌ای حرف می‌زد که مدت‌ها بود روی دوشش سنگینی می‌کرد.سعی کردم آرامش کنم.از گذشتن گفتم،از صبر،از این‌که بعضی دردها قرار نیست تا ابد بمانند.یک لحظه حرفم را قطع کرد. + تو همیشه جواب همه چیز را داری؟ خندیدم. + جدی‌ام،چطور…
ری‌اکت بزنین براش؟🗣️
Post #16472 35
رویا و خیالات؛
روبه‌روی هم نشسته بودیم،از غصه‌ای حرف می‌زد که مدت‌ها بود روی دوشش سنگینی می‌کرد.سعی کردم آرامش کنم.از گذشتن گفتم،از صبر،از این‌که بعضی دردها قرار نیست تا ابد بمانند.یک لحظه حرفم را قطع کرد.
+ تو همیشه جواب همه چیز را داری؟ خندیدم.
+ جدی‌ام،چطور انقدر خوب دیگران را دلداری می‌دهی؟
نگاهش کردم و گفتم؛
- حرف‌هایی را می‌زنم که دوست داشتم دیگران به من بگویند.یا شاید این حرف‌ها را سال‌ها درون خودم نگه داشته‌ام.
یک لحظه ساکت شد.فنجانش را بین دو دستش گرفت و به بخار کم‌رنگش خیره ماند.
+ پس خودت چی؟وقتی حالت خوب نیست،کی این حرف‌ها را به تو می‌زند؟
لبخند کمرنگی زدم.
- نمی‌دانم..شاید برای همین است که خوب بلدم دلداری بدهم؟شاید آن‌قدر منتظر شنیدن یک جمله مانده‌ام که آخرش خودم هم حفظشان شدم،و برای بقیه تکرارش می‌کنم.
این را گفتم و نگاهم را از او دزدیدم.به فنجان قهوه‌ام خیره شدم.انگار که این حرف را با خودم بوده‌ام؛با زخم‌هایی که سال‌هاست در وجودم،بی‌صدا منتظر شنیدن این حرف‌ها مانده‌اند.شاید از روی زخم‌هایم یاد گرفته‌ام،چطور مرهم باشم.
صدایش را می‌شنوم،می‌گوید؛
+ یعنی هیچ‌کس نبود که این‌ها را به تو بگوید؟
با مکث نگاهش کردم؛
- شاید..گفته باشند،اما نه وقتی که باید! بعضی حرف‌ها وقتی که دیر برسند،دیگر درمان نیستند؛فقط ثابت می‌کنند،حق با تو بود.
سکوت بینمان نشست.نمی‌دانم؛به چه چیزی فکر می‌کرد‌.اما من به این فکر می‌کردم،که گاهی بهترین نسخه‌ی خودم را خرج دیگران می‌کنم،چون یک روز آرزو داشته‌ام کسی همان آدم برای من باشد.
  • ❤‍🔥 3
Post #16466 67
مانده‌ام یک گوشه در تماشا.
Post #16448 140
Hidden Chat خودت رویایی هستی سریان، میخوای خودت رو زندگی کنی ؟!
>>>>>
Post #16446 140

Forwarded from I don't know.

در دنیایی دیگر،رویاهایم را زندگی خواهم کرد.
Post #16438 237
رویا و خیالات؛
« زمستان،11 January »
صدای برخورد برف با شیشه‌های خانه کوچکشان،با صدای آرام موسیقی درهم آمیخته و سمفونی زیبایی ساخته بود.بیرون،برف بی‌امان می‌بارید و شهر را لایه‌ای سفید می‌پوشاند،اما داخل خانه گرم بود؛آن‌قدر گرم که می‌شد سرمای بیرون خانه را فراموش کرد.دنبال دخترکش می‌گشت.بوی کیک شکلاتی محبوبش در خانه پیچیده بود،او را تا آشپزخانه نقلی‌شان کشاند.طبق معمول آنجا پیدایش کرد.به چارچوب در تکیه داد و بی‌صدا تماشایش کرد.موهای فرش روی شانه‌هایش ریخته بودند و حلقه موهایش زیر نور زرد آشپزخانه می‌درخشیدند.برای چند لحظه فقط نگاهش کرد.«این واقعیه..؟!یا رویا؟»قلبش آن‌قدر محکم می‌زد که انگار می‌خواست از سینه‌اش بیرون بزند.یک قدم جلو رفت،بعد یکی دیگر.فقط برای اینکه مطمئن شود واقعی است.فقط برای اینکه باور کند هنوز اینجاست.
او را در آغوش گرفت.گرمای وجودش،بوی آشنایش و ضربان آرام قلبش،چیزی درون سینه‌اش را آرام می‌کرد؛چیزی که مدت‌ها بود،آرام نگرفته بود.دلش می‌خواست زمان همان‌جا متوقف شود.
+ سریان؟! چیزی شده؟
صدای دخترکش او را به واقعیت برگرداند.واقعیت؟واقعیت همین بود؟بودن او کنار خودش؟زمان برگشته بود؟یا شاید..هیچ رفتنی‌ اتفاق نیفتاده بود؟!صدای معترض دخترکش دوباره بلند شد؛
+ سریان؟ با توام! چرا به حرفام توجه نمی‌کنی؟ حواست کجاست؟
بدون اینکه چیزی بگوید،او را محکم‌تر در آغوش گرفت.اینجا بود.صدایش را می‌شنید،همین کافی بود.«شاید این فرصتی دوباره برای نفس کشیدن است؟!».آرام از خودش جدايش کرد،روی پیشانی‌اش را بوسید،و یک‌بار دیگر زیر لب احساسش را زمزمه کرد؛
- دوستت دارم.
+ چی شد،یهویی؟
- فقط خواستم بگم...نمی‌تونم؟
دخترکش با ناز چشم‌هایش را از او گرفت.
+ همیشه باید بگی.
دستش را زیر چانه‌اش گذاشت و سرش را بالا آورد.برای چند ثانیه فقط به هم نگاه کردند.مات و بی‌صدا.انگار همه حرف‌هایشان در همان نگاه‌ها جا شده بودند.صدای خرناس بامزه فندوق هر دو را از آن خلسه شیرین بیرون کشید.گربه حسود.
+ سریان،برو بشین.بستنی بیارم.
- کی وسط چله زمستون بستنی می‌خوره؟
+ ما،عزیزم.
- میگم...
+ جانم؟
- بیشتر اسمم رو صدا بزن.
دخترکش خندید.همان خنده‌ای که هر بار می‌شنید‌،قلبش یک تپش را جا می‌انداخت.
صدای خنده‌های او وقتی در خانه می‌پیچید،حس زندگی داشت.
کمی بعد کنار هم،روبه‌روی شومینه نشسته بودند.سرش روی شانه او بود و با ذوق از اتفاقات اخیر حرف می‌زد.فندوق هم کنارشان لم داده بود.دستش را روی سر گربه کشید.
+ پس من چی؟موهای من چی؟
صدای خنده‌اش در خانه پیچید.این بار موهای دخترکش را نوازش کرد.با هم به شعله‌های شومینه خیره شدند،چوب‌ها آرام می‌سوختند.این سکوت را دوست داشت؛سکوتی که سکوت نبود.سکوتی که پر از آرامش بود.برای گفتن احساسشان به کلمات نیاز نداشتند،با سکوت حرف می‌زدند.دوست داشتن‌شان با نگاه گفته می‌شود.با سکوت.
آهنگ عوض شد؛بلند شد و دستش را به سمت او گرفت.
+ بانوی من،افتخار می‌دید؟
- البته،سریانم.
آرام شروع به رقصیدن کردند.موسیقی پخش می‌شد،اما او فقط صدای قلب‌هایشان را می‌شنید.سرش را روی شانه‌ دخترکش گذاشت.او را نفس کشید.بودنش را.گرمایش را.حقیقت شیرین بودنش را.رقصشان آرام‌تر شد؛برف هنوز پشت پنجره می‌بارید و نور شومینه روی صورتشان می‌خزید.سرش را روی شانه دخترکش برداشت،پیشانی‌هایشان را بهم تیکه دادند،چشمانش را بست.می‌خواست در همین نقطه بماند.همین خانه کوچک.همین صدای موسیقی،همین صدای خنده‌ای که دل گرمش می‌کرد.با گربه ایی که گوشه کاناپه چرت می‌زد.و همین آدمی که میان اغوشش بود.لبخند کمرنگی زد.«بیرون برف می‌بارید؛اما در دلش،زمستان تمام شده بود».
  • ❤‍🔥 37
Post #16436 129
چی فک کردی با خودت؟من ناراحت نمی‌شم؟
Post #16402 137
I remember too much.
Post #16401 168
به اندازه تمام حرفایی که باید میزدم و نزدم معده درد،سردرد و ریزش‌مو گرفتم.
Post #16398 149

Forwarded from .صاد.

صدات می‌زنم آرا، چون بلدی با کلمه‌ها بازی کنی.
Post #16397 147
Hidden Chat صدات میزنم آرا، چون خودت اصلا برای این دنیا نیستی.
>>>>>>>>>
Post #16394 149
صدام بزن آرا،چون همیشه به راه فرار از دنیای واقعی تو ذهنم دارم.
Older posts →

About this channel

How can I read @aboutbluearathoughts without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for Opia-: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does Opia- have?
Opia- (@aboutbluearathoughts) has 2.83K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does Opia- know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →