یه روز مسئولای تلویزیون اومدن به ما گفتن یه سریالی چیزی بسازید که نه کسیو مسخره کنید نه به کسی تیکه بندازید نه هیچی..
منم گفتم چشم و رفتم باغ مظفر رو ساختم که توش دوتا خان بود؛ یکی خونش سمت راست بود یکی چپ و خانِ سمت چپی حافظه کوتاه مدتش ضعیف بود.بعد اومدن به ما گفتن ما فهمیدیم که منظورت حزب راست و چپه و گُلمراد هم همون احمدینژاده، منم پشمام ریخته بود که انقد دقیق فهمیدن.
@Aalijnab