سال ۸۶ کنکور دادم؛ توی یه شهر کوچیک، با کلی محدودیت و امکانات کم. روزی ۱۲ ساعت و بعضی روزها حتی ۱۶ ساعت درس میخوندم و با رتبه سهرقمی، دانشگاه رازی کرمانشاه قبول شدم. توی منطقه ما تقریباً کسی قبول نشده بود؛ برای همین قبولی من واقعاً یه اتفاق بزرگ بود.
اون روزها کلی رویا داشتم؛ فکر میکردم بعد از فارغالتحصیلی حتماً یه کار خوب پیدا میکنم. اما بعد از دانشگاه، هر آزمون استخدامی و هر شرکت و کارخانهای که فکرش رو بکنید دنبال کار رفتم؛ هزینه کردم، وقت گذاشتم و سالها دنبال یه شغل با درآمد و امنیت شغلی مناسب گشتم، اما نشد.
اینها رو گفتم که بهت بگم: کنکور ته قصه تو نیست.
قبول شدی، مبارکت باشه؛ نشدی هم دنیا تموم نشده. اگر واقعاً هدفت دانشگاهه، دوباره تلاش کن. اما اگر علاقهای به ادامه تحصیل نداری، دنبال یه حرفه برو؛ حرفهای که سرمایه اصلیش خودت و مهارتت باشه، نه مغازهای پر از جنس و سرمایهای که هر روز با گرونی ارزشش کمتر بشه.
مکانیکی، برق خودرو، تعمیرات لوازم خانگی، صافکاری، نقاشی و صدها مهارت دیگه.
مدرک خوبه،اما مهارت و توانایی پولساز میتونه نجاتت بده. کنکور فقط یه مرحلهست، نه آخر مسیر.
Hadi "ه"
@Aalijnab