𓊆ㅤ𓈒ֵ۫ㅤ֪𝒮𝗍𝖺𝗋𝗌 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖽𝗈 𝗇𝗈𝗍 𝒮ྲྀ𝗁𝗂𝗇𝖾 : 𓊇
سـتاࢪهها به هم پیـوستهاَند؛ انگـار آسمـان ، سࢪنوشتـے را میـانِ تاࢪیڪي نوشتـہ باشد. سࢪنوشتـے عمیقو بيپایـان ، گࢪفتـار میـانِ شیࢪینـي درد و تلـخے نگـاهي یخزده. سـخنها در مـہ گم ميشـوند؛ یڪے پس اَز دیگـري ، بےآنڪـہ حتي صدايِ افتـادنشان شنیده شـود. اشڪها آࢪام ميگذرند و غوغایے خامـوش در سینـہاي دور از دستـࢪس جریـان دارد. او به آسمـان نگـاه مےکند؛ امـا نوࢪ، دیگـر نوࢪ نیست تنـہا سیاهـےِ محويـست که میـانِ چشمهایش نفس مےکشد.
و سـتاࢪهها همـچنان بـہهم پیـوستهاَند؛ بےآنڪه بداننـد این خطـوطِ دوࢪ و خامـوش ، قراࢪ است بہ ڪدام پـایان بࢪسند. تیـڪتاڪ ؛ زمـان ࢪا در بر مےگیرد، ثـانیـہها آࢪام از میـانِ انگـشتانش مےلغزند و شب ، ذࢪهذره در تاریڪےِ خودش گم مےشوند. ستـاࢪهها هنوز آن بالـا هستند ، اَمـا انگاࢪ دیگـر براي هیچڪس نمےدࢪخشند .
Post #103382
266